مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی طیبة


معنی طیبة

طیبة. [ ب َ ] (اِخ ) بنت العجاج المجاشعی ، عیال فرزدق شاعر. رجوع به حاشیه ٔ ج 4 عیون الاخبار ابن قتیبه چ دار الکتب المصریه شود.

معنی طیبة- ترجمه طیبة برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد طیبة اینجا را کلیک کنید

هم معنی طیبة

شوخ‌طبعی: بذله‌گویی، طیبت، مزاحی، هزالی
طنزآلود : تمسخرآمیز، طنزآمیز، طیبت‌آلود، فکاهی، هزل‌آلود و جدی، تراژدی
طیبت‌آمیز : خنده‌دار، مضحک و جدی
طیبت : اسم 1 شوخ‌طبعی، مزاح 2 پاک، خالص
هزل: بذله‌گویی، جوک، شوخی، طیبت، ظرافت، لاع، لافی، لطیفه، لودگی، مزاح، مسخرگی، مسخره، مطایبه، هجا، هجو، هجو


ترجمه طیبة

طیبت: good deed


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه طیبة



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی طیبی

طیبی . [ طَی ْ ی ِ ](ص نسبی ) نسبتی است که به اولاد ابوطیبة عیسی بن سلیمان یکی از محدثین که از امام جعفر صادق علیه السلام و از کرزبن وبرة و سلیمان اعمش روایت دارد، داده شده است و خانواده ٔ طیبی عموماً

معنی طیبة

طیبة. [ طَی ْ ی ِ ب َ ] (اِخ ) شهری است میان واسط و عراق و کوره ٔ اهواز، و دعبل شاعر شیعی خزاعی بدانجا درگذشت . و رجوع به روضات الجنات ص 277 شود.

معنی طیبة

طیبة. [ ب َ ] (اِخ ) مدینة الرسول صلی اﷲ علیه و آله و سلم . قبل انما سمیت بطیبة بنت قیداربن اسماعیل وکانت تسکنها. (منتهی الارب ). مدینه . یثرب . طابة. شهری که پیغمبر صلواة اﷲ علیه و آله بدانجا هجرت کر

معنی طیبی

طیبی . (اِخ ) (الَ ...) احمدبن احمد الطیبی . از فضلاء دمشق بوده . او راست کتابی در «خُطب »، و «مناسک الحج » را بنظم آورده ، دیگر کتابی بنام «المفید» در علم تجوید فراهم آورده است . شغل وی تدریس و وعظو

معنی طیبت آمیز

طیبت آمیز. [ ب َ ] (ن مف مرکب ) سخنی آمیخته با شوخی . کلامی که آمیخته با مزاح و خوش منشی باشد : غالب گفتار سعدی طرب انگیز است و طیبت آمیز. (گلستان سعدی ).

معنی طیبث

طیبث . [ ب َ ] (اِ) نام ماهیست در تاریخ یهود. یکی از ماههای معروف قوم یهود است . ملاحظه در ماه استر 2:16. اسم ماه دهم سال مقدس ملی عبرانیان است که با هلال جینوری یا سلخ دیسمبرماه فرنگی شروع میکند. روز

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: