مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی طیبات


معنی طیبات

طیبات . [ طَی ْ ی ِ ] (اِخ ) قصبه ٔ مرکز بخش طیبات شهرستان مشهد در 144 هزارگزی جنوب مشهد سر راه هرات . جلگه و گرمسیر با 4708 تن سکنه . آب آن از قنات . محصول آنجا غلات و تریاک و زیره ٔ سبز، منداب و میوه جات .شغل اهالی زراعت و تجارت و مالداری . راه آن اتومبیل رو است . دبستان و 75 باب مغازه ٔ مختلف دارد. دارای کارخانه ٔ برق است . ادارات دولتی ، گمرک ، ژاندارمری ، پست و تلگراف ، کلانتر مرز، آمار ثبت املاک و دفتر ازدواج و طلاق ، دارائی ، بخشداری و شهرداری دارد. (فرهنگ جغرافیائی ایران ج 9). و رجوع به طایباد و تایباد شود.

معنی طیبات- ترجمه طیبات برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد طیبات اینجا را کلیک کنید

هم معنی طیبات


ترجمه طیبات


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه طیبات


هم از آن سرگین سگ داروى اوست *** که بد آن او را همى معتاد و خوست‏
الخبیثات الخبیثین را بخوان *** رو و پشت این سخن را باز دان‏
ناصحان او را به عنبر یا گلاب *** مى‏دوا سازند بهر فتح باب‏
مر خبیثان را نسازد طیبات *** در خور و لایق نباشد اى ثقات‏
چون ز عطر وحى کژ گشتند و گم *** بد فغانشان که تَطَيَّرْنا بکم‏
رنج و بیمارى است ما را این مقال *** نیست نیکو وعظتان ما را به فال‏
گر بیاغازید نصحى آشکار *** ما کنیم آن دم شما را سنگسار
ما به لغو و لهو فربه گشته‏ایم *** در نصیحت خویش را نسرشته‏ایم‏
هست قوت ما دروغ و لاف و لاغ *** شورش معده است ما را زین بلاغ‏
رنج را صد تو و افزون مى‏کنید *** عقل را دارو به افیون مى‏کنید


مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی طیباریوس

طیباریوس . (اِخ ) دومین شاهنشاه و قیصر روم ، پسر لیوی و پسرخوانده ٔ اگوست . مردی باقابلیت و پادشاهی متنور و مُحتاط بود لکن بواسطه ٔ آنکه وزیروی (سِژان ) وی را سخت زیر نفوذ خویش داشت خصلت بدگمانی در

معنی طیبة

طیبة. [ ی َ ب َ ] (ع ص ) کار بی دغا و فریب . یقال : سبی ٌ طیبة، ای بلا غدر و نقض عهد. (منتهی الارب ). برده ای که در او هیچ شبهت نباشد. (مهذب الاسماء).

معنی طیبة

طیبة. [ ب َ ] (اِخ ) مدینة الرسول صلی اﷲ علیه و آله و سلم . قبل انما سمیت بطیبة بنت قیداربن اسماعیل وکانت تسکنها. (منتهی الارب ). مدینه . یثرب . طابة. شهری که پیغمبر صلواة اﷲ علیه و آله بدانجا هجرت کر

معنی طیب شاه

طیب شاه . [ طَی ْ ی ِ ] (اِخ ) ملقب به امیر. از امرای عصر امیر پیر حسین چوپانی که با چند تن از همراهان دیگر وی مانند شمس الدین صاین قاضی سمنانی و امی زاده علی پیلتن یکباره از امیر پیرحسین گریخت وبملک

معنی طیبة

طیبة. [ ب َ ] (اِخ ) بنت العجاج المجاشعی ، عیال فرزدق شاعر. رجوع به حاشیه ٔ ج 4 عیون الاخبار ابن قتیبه چ دار الکتب المصریه شود.

معنی طیبرس

طیبرس . [ ] (اِخ ) ابن عبداﷲ الجندی النحوی ، ملقب به علأالدین و الکاتب الرئیس . او راست منظومه ای در علم نحومشتمل بر900 بیت که مطالب الفیه ٔ ابن مالک و مقدمه ٔابن حاجب را در آن گنجانیده و خود نیز بر

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: 
Hit Counter