مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی طوال


معنی طوال

طوال . [ طُ ] (ع ص ) دراز. (منتهی الارب ). - طوال الدهر . رجوع به طَوال الدهر ذیل طَوال شود.

برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد طوال اینجا را کلیک کنید

هم معنی طوال


ترجمه طوال


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه طوال



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی طوالة

طوالة. [ طُ ل َ ] (اِخ ) موضعی است . || چاهی است . (منتهی الارب ). موضعی است ببرقان و درآن چاهی است . قال ثعلب فی قول الحطیئة : و فی کل ممسی لیلة و معرس خیال یوافی الرکب من ام معبد فحیاک ودّ ما هداک

معنی طوان

طوان . [ ] (اِخ ) ظاهراً نام محلی بوده بحوالی بغداد. (حبیب السیر ج 1 ص 278).

معنی طواق

طواق . [ ] (اِ) اطواق است که به هندی سیندهی و تاری نامند. (فهرست مخزن الادویه ).

معنی طواویس

طواویس . [ طَ ] (ع اِ) ج ِ طاووس . (منتهی الارب ). رجوع به طاووس شود.

معنی طوال

طوال . [ طَوْ وا ] (ع ص ) نیک دراز. (منتهی الارب ). سخت دراز. بسیار دراز. (منتخب اللغات ).

معنی طوالق

طوالق . [ طَ ل ِ ] (ع ص ، اِ) ج ِ طالقة. زن های وارسته از قید نکاح . رجوع به طالقه شود.

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: