مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی طرطوس


معنی طرطوس

طرطوس . [ طَ ] (اِخ ) نام پهلوانی . (آنندراج ) (غیاث اللغات ). نام مبارزی از لشکر روس . (شمس اللغات ). و بزبان رومی رستم را گویند (؟). (هفت قلزم ).

برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد طرطوس اینجا را کلیک کنید

هم معنی طرطوس


ترجمه طرطوس


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه طرطوس



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی طرطوسی

طرطوسی . [ طَ رَ / طَ ] (اِخ ) رجوع به خلف بن افلح بن قاسم شود. (روضات الجنات ص 79).

معنی طرطوس

طرطوس . [ طَ رَ / طَ ] (اِخ ) شهری است به شام مشرف بر دریا و نزدیک مرقب و عکا. یاقوت گوید: در این تاریخ در دست فرنگیان است . (معجم البلدان ج 6 ص 41). نام دهی پررونق . (آنندراج ) (غیاث اللغات ) : صندو

معنی طرطوسی

طرطوسی . [ طَ رَ / طَ ] (اِخ ) ابوالحسن طرطوسی از مشایخ بوده است . رجوع به تاریخ گزیده ص 795 شود.

معنی طرطری هندی

طرطری هندی . [ طَ طَ ی ِ هَِ ] (اِخ ) هدایت آرد: از حکما و بلغای هندوستان است . تقی اوحدی نوشته که در مجموعه ای شش هفت قصیده ٔ نیکو به اسم او دیده ام . بهر حال از او میباشد: هست گوئی عارض آن ترک زیبا

معنی طرطوشی

طرطوشی . [ طُ ] (ص نسبی ) منسوب به طرطوشه ، آخرین شهر از بلاد مسلمانان در اندلس است . (سمعانی ).

معنی طرطیر

طرطیر. [ طَ ] (معرب ، اِ) به عربی دُردی خمر است . (فهرست مخزن الادویه ) (تحفه ٔ حکیم مؤمن ). طرطق .

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: