مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی طرطبانیة


معنی طرطبانیة

طرطبانیة. [ طُ طُ نی ی َ ] (ع ص ) بمعنی طُرطُبة و طُرطُبّة است . (منتهی الارب ) (آنندراج ).

معنی طرطبانیة- ترجمه طرطبانیة برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد طرطبانیة اینجا را کلیک کنید

هم معنی طرطبانیة


ترجمه طرطبانیة


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه طرطبانیة



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی طرطری هندی

طرطری هندی . [ طَ طَ ی ِ هَِ ] (اِخ ) هدایت آرد: از حکما و بلغای هندوستان است . تقی اوحدی نوشته که در مجموعه ای شش هفت قصیده ٔ نیکو به اسم او دیده ام . بهر حال از او میباشد: هست گوئی عارض آن ترک زیبا

معنی طرطفا

طرطفا. [طَ طَ ] (ع اِ) انجدان است . (فهرست مخزن الادویه ).

معنی طرطب

طرطب . [ طُ طُ / طُ طُب ب ] (ع ص ، اِ) پستان کلان فروهشته . طُرطُبی واحدآن است ، در قول شخصی که ثَدی را مؤنث گوید. (منتهی الارب ) (آنندراج ). به عربی پستان طویل را گویند. (فهرست مخزن الادویه ). || زن

معنی طرط

طرط. [ طَ رِ ] (ع ص ) مرد گول . نادان . || طَرِطُالحاجبین ؛ مرد کم موی ابرو، و لا بد من ذکر الحاجبین و قد یترک قلیلاً. (منتهی الارب ) (آنندراج ).

معنی طرطان

طرطان . [ طَ ] (معرب ، اِ) کِرم خاکی . الحیوانات المتولدة فی الارض من قبل خمج او عفونة مثل الدود. این کلمه بر حسب گفته ٔ سیمونه مأخوذ از کلمه ٔ لاتینی تردینس است که جمع آن تردو میباشد. (دزی ج 2

معنی طرطانیوش

طرطانیوش . [ طَ ] (اِخ ) نام جزیره ای است در میان دریا و عذرا در آن جزیره افتاد و خلاص شد. (برهان ) (آنندراج ). نام آن جزیره است که عذرا آنجا افتاد و خلاص یافت . عنصری گوید : همی از پس رنجهای دراز به

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: