مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی طردیلن


معنی طردیلن

طردیلن . [ طُ ل ُ ] (معرب ، اِ) سیسالیوس است . (فهرست مخزن الادویه ) (تحفه ٔ حکیم مؤمن ). و رجوع به طرذیلون شود.

معنی طردیلن- ترجمه طردیلن برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد طردیلن اینجا را کلیک کنید

هم معنی طردیلن


ترجمه طردیلن


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه طردیلن



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی طرسک

طرسک . [ طَ س َ ] (اِ) خس الکلب است که ویناقوس نامند. (فهرست مخزن الادویه ).

معنی طرر

طرر. [ طُ رَ ] (ع اِ) ج ِ طُرّة. موی پیشانیها. || کرانه های هر چیز و وادیها. || نقوش جامه . || کناره های بام . (غیاث اللغات ) (آنندراج ) (در دیوان خاقانی چ عبدالرسولی ص 74لفظ طرر بمعنی دیگری آمده و آن

معنی طرز

طرز. [ طَ ] (معرب ، اِ) هیئت و شکل چیزی . (منتهی الارب ). جوالیقی آرد: فارسی معرب است . عرب میگوید طرز فلان طرز نیکی است ؛ یعنی زی و هیئت او. و این کلمه در جید هر چیز بکار برده شده است . رؤبة گوید: ف

معنی طردیس

طردیس . [ طَ ] (اِخ ) یکی از ملوک روم که یک سال پادشاهی کرد. (مجمل التواریخ والقصص ص 133).

معنی طردین

طردین . [ طُ ] (ع اِ) طعامی است مر اکراد را. (منتهی الارب ).

معنی طرس

طرس . [ طِ ] (ع اِ) نامه . || صحیفه ای که محو کرده باز بر آن نویسند. (منتهی الارب ) (آنندراج ). کاغذ. ج ، اَطراس ، طروس : اقام الناس ببغداد سنین لایکتبون الا فی الطروس ، لأن الدواوین نهبت فی ایام محم

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: