مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی طردغلوطیقی


معنی طردغلوطیقی

طردغلوطیقی . [ طَ دَ ] (معرب ، اِ) رجوع به طرغلودیس شود.

معنی طردغلوطیقی- ترجمه طردغلوطیقی برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد طردغلوطیقی اینجا را کلیک کنید

هم معنی طردغلوطیقی


ترجمه طردغلوطیقی


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه طردغلوطیقی



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی طرستوج

طرستوج . [ طَ رَ ] (معرب ، اِ) نوعی از ماهی دریائی باشد. گویند خوردن آن شبکوری ببرد. (برهان )(آنندراج ). ترستوج نیز گویند، و آن ماهی دریائی بود، و به یونانی طریقلا خوانند، و اهل آندلس آن را مل نامند

معنی طردیلن

طردیلن . [ طُ ل ُ ] (معرب ، اِ) سیسالیوس است . (فهرست مخزن الادویه ) (تحفه ٔ حکیم مؤمن ). و رجوع به طرذیلون شود.

معنی طرد

طرد. [ طَ رِ ] (ع ص ) آب باران به بول ستوران آمیخته از کثرت آمد و شد آنها. (منتهی الارب ) (آنندراج ).

معنی طرذیلون

طرذیلون . [ طَ ] (معرب ، اِ) به لغت یونانی انگدان باشد، و آن درختی است که صمغ آن انگوزه است و بعضی انگوزه را نیز طرذیلون خوانند که حلتیت باشد. (برهان ). سیسالیوس است . (اختیارات بدیعی ) (تحفه ٔحکیم مو

معنی طرس

طرس . [ طِ ] (ع اِ) نامه . || صحیفه ای که محو کرده باز بر آن نویسند. (منتهی الارب ) (آنندراج ). کاغذ. ج ، اَطراس ، طروس : اقام الناس ببغداد سنین لایکتبون الا فی الطروس ، لأن الدواوین نهبت فی ایام محم

معنی طردیلون

طردیلون . [ طُ ] (معرب ، اِ) رجوع به طردیلن شود.

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: