مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی طردسة


معنی طردسة

طردسة. [ طَ دَ س َ ] (ع مص ) استوار کردن . محکم ساختن . (منتهی الارب ) (آنندراج ): طردسه طردسةً؛ استوار و محکم ساخت وی را. (منتهی الارب ).

معنی طردسة- ترجمه طردسة برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد طردسة اینجا را کلیک کنید

هم معنی طردسة


ترجمه طردسة


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه طردسة



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی طرد

طرد. [ طَ رِ ] (ع ص ) آب باران به بول ستوران آمیخته از کثرت آمد و شد آنها. (منتهی الارب ) (آنندراج ).

معنی طردوقولا

طردوقولا. [ طَ] (معرب ، اِ) غری الجلود است . (فهرست مخزن الادویة).

معنی طرزیدن

طرزیدن . [ طَ دَ ](مص ) بمعنی طرازیدن است . (فرهنگ شعوری ج 2 ص 167).

معنی طرس

طرس . [ طَ ] (ع مص ) محو کردن . || حک ساختن . (منتهی الارب ) (آنندراج ). || وزش . رجوع به دزی ج 2 ص 18 ذیل طاروش شود.

معنی طردغادوطس

طردغادوطس . [ طَ دَ غا طِ ] (معرب ، اِ) به یونانی عصفورالسباع و عصفورالشوکة را نیزنامند و آن عصفوری است کوچک . (فهرست مخزن الادویة).

معنی طرس

طرس . [ طِ ] (ع اِ) نامه . || صحیفه ای که محو کرده باز بر آن نویسند. (منتهی الارب ) (آنندراج ). کاغذ. ج ، اَطراس ، طروس : اقام الناس ببغداد سنین لایکتبون الا فی الطروس ، لأن الدواوین نهبت فی ایام محم

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: