مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی سیل ران


معنی سیل ران

سیل ران . [ س َ / س ِ ] (نف مرکب ) ابری که مانند سیل آب میریزد. (ناظم الاطباء). آنچه مانند سیل آب ریزد. بسیارآب : سگ دیوانه پاسبانم شد خوابم از چشم سیل ران برخاست . خاقانی . طوفان شود آشکار کز خون شمشیر تو سیل ران ببینم . خاقانی . در ماتم تو گشت مرا چشم سیل ران مانند دیده ٔ گهر و چشمه ٔسنان . درویش واله هروی (از آنندراج ).

معنی سیل ران- ترجمه سیل ران برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد سیل ران اینجا را کلیک کنید

هم معنی سیل ران


ترجمه سیل ران


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه سیل ران



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی سیل گردان

سیل گردان . [ س َ / س ِ گ َ ] (اِمرکب ) راهی که برای سیل سازند تا به آبادی و عمران و جاده زیان نیارد. سد. بند. (یادداشت بخط مؤلف ).

معنی سیلاب

سیلاب . (اِخ ) دهی است از دهستان طیبی سرحدی بخش کهکیلویه ٔ شهرستان بهبهان . دارای 175 تن سکنه است . آب آن از چشمه . محصول آنجا غلات ، برنج ، پشم و لبنیات می باشد. شغل اهالی زراعت و گله داری است . ساکن

معنی سیلاخور

سیلاخور. (اِخ ) از تقسیمات حکومتی ولایت بروجرد، در جنوب و جنوب غربی حد شرقی جاپلق ، شمالی بروجرد و غربی خرم آباد است . ناحیه ای است کوهستانی بدو قسمت سیلاخور علیا و سفلی تقسیم میشود: سیلاخور سفلی ، قس

معنی سیلاب

سیلاب . [ س ِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان کره سنی بخش سلماس شهرستان خوی . دارای 520 تن سکنه . آب آن از دره ٔ دیرعلی و چشمه و محصول آنجا غلات ، حبوبات . شغل اهالی زراعت و گله داری است . (از فرهنگ جغرافی

معنی سیلاب

سیلاب . [ س َ / س ِ ] (اِ مرکب ) سیل . (غیاث اللغات ) (آنندراج ). توجبه . لاخیز. جریان روانی تند و سریع آب . (ناظم الاطباء) : رهایی خواهی از سیلاب انبوه قدم بر جای باید بود چون کوه . (ویس و رامین )

معنی سیل آورد

سیل آورد. [ س َ / س ِ وَ ] (ن مف مرکب ، اِ مرکب ) آنچه که توجبه می آورد. (ناظم الاطباء). آورده شده بوسیله ٔ سیل . آنچه که سیل با خود همراه می آورد.

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: 
Hit Counter