مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی سیبه


معنی سیبه

سیبه . [ ب َ ] (ترکی ، اِ) مأخوذاز ترکی ... و آن خندقی باشد در پناه آن جنگ سازند. (غیاث ) (آنندراج ). دیواری از چوب و علف دور قلعه و شهر، چپر، سور. (فرهنگ فارسی معین ). رجوع به سیبا شود. || گلوله ای بود از زر احمر که پادشاهان در دست غلطاندندی ، چنانکه بعدها لخلخله ٔ عنبرین به دست گرفتندی . (از الجماهر بیرونی ص 235). || (اصطلاح ارتش ) کتیبه . ستون . (یادداشت بخط مؤلف ).

معنی سیبه- ترجمه سیبه برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد سیبه اینجا را کلیک کنید

هم معنی سیبه


ترجمه سیبه


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه سیبه


یا رسول اللَّه جوان ار شیر زاد *** غیر مرد پیر سر لشکر مباد
هم تو گفتستى و گفت تو گوا *** پیر باید پیر باید پیشوا
یا رسول اللَّه در این لشکر نگر *** هست چندین پیر و از وى پیشتر
زین درخت آن برگ زردش را مبین *** سیبهاى پخته‏ى او را بچین‏
برگهاى زرد او خود کى تهى است *** این نشان پختگى و کاملى است‏
برگ زرد ریش و آن موى سپید *** بهر عقل پخته مى‏آرد نوید
برگهاى نو رسیده سبزفام *** شد نشان آن که آن میوه ست خام‏
برگ بى‏برگى نشان عارفى است *** زردى زر سرخ رویى صارفى است‏
آن که او گل عارض است ار نو خط است *** او به مکتب گاه مخبر نو خط است‏
حرفهاى خط او کژمژ بود *** مزمن عقل است اگر تن مى‏دود


مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی سیتک

سیتک . [ ] (اِخ ) دهی است جزء دهستان لواسان کوچک بخش افجه ٔ شهرستان تهران . دارای 597 تن سکنه . آب آن از رودخانه ٔ افجه . محصول آنجا غلات ، میوه ، سیب زمینی ، بنشن و عسل . شغل اهالی آنجا زراعت است . (

معنی سیبری

سیبری . [ ب ِ ] (اِخ ) رجوع به سیبریه شود.

معنی سیجیده

سیجیده . [ دَ / دِ ] (ن مف / نف ) مهیا ساخته و آراسته . (برهان ) (آنندراج ). رجوع به سیچیدن شود.

معنی سیج

سیج . (اِخ ) دهی است جزء دهستان مرکز بخش آستارا شهرستان اردبیل . دارای 211 تن سکنه . آب آن از رودخانه و چشمه . محصول آن غلات ، تهیه ٔ زغال . شغل اهالی زراعت است . (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 4).

معنی سیبوسن

سیبوسن . [ س َ ] (اِ) در مجمع الفرس سروری به معنی اسبغول و اسفیوش آمده و آنرا به عربی بذر قطونا خوانند. (برهان ) (آنندراج ). سبیوش . اسپیوش . اسفرزه . اسپرزه . رجوع به اسپرزه شود.

معنی سیب زمینی

سیب زمینی . [زَ ] (اِ مرکب ) گیاهی است از تیره ٔ بادنجانیان که دارای برگهای مرکب و بریده و گلهای سفید یا بنفش است . میوه ٔ آن کوچک ، کروی ، قرمز، سته و سمی است ؛ ولی دارای ساقه های زیرزمینی خوراکی ا

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: