مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی سرمه کش


معنی سرمه کش

سرمه کش . [ س ُ م َ / م ِ ک َ / ک ِ ] (ن مف مرکب ) شخصی را گویند که سرمه کشیده باشد. || (نف مرکب ) کسی که سرمه در چشم مردم کشد. (برهان ) (آنندراج ) : بس بود از عشق تو چشم امید مرا میل دوران کمان سرمه کش اعتبار. خاقانی . || کنایه از روشن کننده ٔ چشم و بینایی دهنده . (برهان ) (آنندراج ) : سرمه کش دیده ٔ مردم صباست رنگرز جامه ٔ مس کیمیاست . نظامی . || (اِ مرکب ) کنایه از شب تاریک . (برهان ) (آنندراج ).

معنی سرمه کش- ترجمه سرمه کش برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد سرمه کش اینجا را کلیک کنید

هم معنی سرمه کش


ترجمه سرمه کش


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه سرمه کش



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی سرموجه

سرموجه . [ س َ ج َ ] (معرب ، اِ مرکب ) سرموج . پاافزار. (دزی ج 1 ص 650).

معنی سرمه ای

سرمه ای . [ س ُ م َ / م ِ ] (ص نسبی ) نوعی از رنگ که برنگ سرمه باشد. (آنندراج ) : اهل دل با آب دیده دست از جان شسته اند تا لباس سرمه ای راچشم مستش آل کرد. اسماعیل کاشف صفاهانی (از آنندراج ).

معنی سرمه سا

سرمه سا. [ س ُ م َ / م ِ ] (نف مرکب ) ساینده ٔ سرمه . که سرمه ساید. سرمه کوب : در آئینه ٔ دل خیال فلک را بجز هاون سرمه سایی نبینم . خاقانی . صد جام لبالب است در گرد در حلقه ٔچشم سرمه سایش . شیخ ال

معنی سرمه ٔ مست

سرمه ٔ مست . [ س ُ م َ / م ِ ی ِ م َ ] (ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) سرمه که به شوخی ورعنایی در چشم کشند. (غیاث ) (آنندراج ) : سرمه ٔ مست به خون خواری چشمت افزود چون سیه مست شود ترک بلا می افتد. محمدسعید

معنی سرناچی

سرناچی . [ س ُ ] (ص مرکب ، اِ مرکب ) آنکه سرنا نوازد. (آنندراج ). نوازنده ٔ سرنا: سرناچی کم بود یکی هم از غوغه آمد.

معنی سرموزه

سرموزه . [ س َ زَ / زِ ] (اِ مرکب ) کفشی باشد که بر بالای موزه پوشند. و جرموق معرب آن است . (برهان ) (آنندراج ) (رشیدی ) : بشست روی و بیامد کشیده موزه ٔ حسن که میخ زر سزدش بر نعال سرموزه . نزاری قه

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: