مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی سرد و خشک


معنی سرد و خشک

سرد و خشک . [ س َ دُ خ ُ ] (ترکیب عطفی ، ص مرکب ) (اصطلاح پزشکی قدیم ) چیزی را که در وی مایه ٔ خاکی بیشتر باشد گویند سرد و خشک است . (ذخیره ٔ خوارزمشاهی ).

معنی سرد و خشک- ترجمه سرد و خشک برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد سرد و خشک اینجا را کلیک کنید

هم معنی سرد و خشک


ترجمه سرد و خشک


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه سرد و خشک



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی سردابه

سردابه . [ س َ ب َ ] (اِخ ) نام جزیره ای است از جزایر اندلس . (برهان ).

معنی سرداب

سرداب . [ س َ ] (اِ مرکب ) خانه ای را گویند که در زیر زمین سازند. (برهان ).خانه که در زیر زمین سازند تا در گرما به آن پناه برند و آب در آنجا نگاه دارند تا سرد ماند. (غیاث ). خانه ای که در زیر زمین س

معنی سرد کردن

سرد کردن . [ س َ ک َ دَ ] (مص مرکب ) مقابل گرم کردن : شراب ممزوج و مروق باد در شکم انگیزد و در بندها آرد و معده و جگر را سرد کند. (نوروزنامه ). || آزردن و برجای نشاندن . افسرده کردن . سرزنش کردن . تنب

معنی سرداح

سرداح . [ س ِ ] (ع ص ، اِ) شترماده ٔ دراز. و گفته شده شترماده ٔ نجیب و بزرگ هیکل یا فربه پرگوشت یا توانا و سخت تمام خلقت . ج ،سرادح . (منتهی الارب ) (آنندراج ). ناقه ٔ دراز یا نجیب یا بزرگ یا فربه یا

معنی سرداب

سرداب . [ س َ ] (اِخ ) دهی در نه فرسخ شمال شکفت است . (از فارسنامه ٔ ناصری ).

معنی سردابه

سردابه . [ س َ ب َ / ب ِ ] (اِ مرکب ) سرداب است که خانه ٔ زیر زمین باشد و خانه ٔ تابستانی بسیار سرد. (برهان ). خانه ای که در زیر زمین سازند و حوض آب سرد دارد و در گرمی تابستان آنجا خواب و استراحت کنند

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: