مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی سد گشادن


معنی سد گشادن

سد گشادن . [ س َدد / س َ گ ُ دَ ] (مص مرکب ) خراب کردن و هدم نمودن . (آنندراج ). || تسخیر کردن و در تصرف خود آوردن . (آنندراج ) : ملک همه خسروان گرفتیم سد همه دشمنان گشادیم . انوری .

برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد سد گشادن اینجا را کلیک کنید

هم معنی سد گشادن


ترجمه سد گشادن


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه سد گشادن



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی سداجة

سداجة. [ س َ ج َ ] (ص ) ساده . بی آرایش . ساده لوح . (دزی ج 1 ص 641).

معنی سدابی

سدابی . [ س ُ ] (ص نسبی ) کنایه از سبز رنگ . (غیاث ). برنگ سداب : نام نه چرخ سدابی چون فقع بر یخ نویس گر به بخشش نام دستت نیل و سیحون کرده اند. مجیر بیلقانی . چرخ سدابی از لبش دوش فقع گشاد و گفت

معنی سد کوهرنگ

سد کوهرنگ . [ س َدْ دِ رَ ] (اِخ ) رجوع به سد شود.

معنی سداد

سداد. [ س ِ ] (ع اِ) سربند شیشه . (منتهی الارب ). آنچه بدان چیزی استوار کنند. (دهار). آنچه سر شیشه بدان سخت کنند. (مهذب الاسماء). - سداد الثغر ؛ بند کردن راه درآمد دشمن .(منتهی الارب ). - سداد من عوز

معنی سد گلپایگان

سد گلپایگان . [ س َدْ دِ گ ُ ی ِ ] (اِخ ) رجوع به سد شود.

معنی سد قناة

سد قناة. [ س ُدْ دُ ق َ ] (اِخ ) نام وادیی است در نزدیکی مدینة که آبش به شعیبه می ریزد. (از معجم البلدان ). وادیی است که در وادی شعیبة میریزد. (منتهی الارب ).

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: