مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی سدافة


معنی سدافة

سدافة. [ س ِ ف َ ] (ع اِ) پرده . (آنندراج ) (منتهی الارب ).پرده و حجاب ، و منه قول ام سلمة لعایشه رضی اﷲ عنهما: قد وجهت سدافته ؛ یعنی دریدی پرده را و گرفتی وجه وحرمت آن را. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). ستارة: کلمته من وراء سدافتها؛ ای ستارتها. (اقرب الموارد).

برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد سدافة اینجا را کلیک کنید

هم معنی سدافة


ترجمه سدافة


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه سدافة



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی سدد

سدد. [ س ُ دَ ] (ع اِ) ج ِ سُدّه ، و آن مرضی است : جگر را قوی گرداند [ افسنتین ] و سدد را بگشاید. (الابنیه عن حقایق الادویه ). رجوع به سُدّه شود.

معنی سدد

سدد. [ س َدَ ] (ع اِمص ) درستی و راستی در کردار و گفتار، و آن مقصور از سداد است . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء).

معنی سدد

سدد. [ س ُ دَ ] (اِخ ) قریه ای است شش فرسنگ ونیم میانه جنوب و مغرب منامه . (فارسنامه ٔ ناصری ).

معنی سداد

سداد. [ س ِ ] (ع اِ) سربند شیشه . (منتهی الارب ). آنچه بدان چیزی استوار کنند. (دهار). آنچه سر شیشه بدان سخت کنند. (مهذب الاسماء). - سداد الثغر ؛ بند کردن راه درآمد دشمن .(منتهی الارب ). - سداد من عوز

معنی سداد

سداد. [ س ِ] (اِخ ) ابن رشید جعفری . محدث است . (منتهی الارب ).

معنی سدج

سدج . [ س َ ] (ع مص ) گمان کردن کسی را بچیزی . (آنندراج ) (منتهی الارب ). || دروغ گفتن . (تاج المصادر بیهقی ) (اقرب الموارد).

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: 
<