مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی سخت چاویده


معنی سخت چاویده

سخت چاویده . [ س َ دَ / دِ ] (ص مرکب ) هرزه و پوچ . (غیاث ) (آنندراج ).

معنی سخت چاویده- ترجمه سخت چاویده برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد سخت چاویده اینجا را کلیک کنید

هم معنی سخت چاویده


ترجمه سخت چاویده


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه سخت چاویده



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی سخت پی

سخت پی . [ س َ پ َ / پ ِ ] (ص مرکب ) نیرومند. قوی . (ولف ). پرزور که مقاومت داشته باشد : کنون تا به بینم که با جام می همی سست باشی وگر سخت پی . (شاهنامه ٔ فردوسی چ بروخیم ج 9 ص 2849).

معنی سخت کوش

سخت کوش . [ س َ ] (نف مرکب ) ساعی . کوشا. بسیار کوشنده . جاهد : سخت کوش است به پرهیز و بزهد تو مر او را بجوانی منگر. فرخی . بزاد این سفرت سخت کوش باید بود که این سفر سوی دارالسلام باید کرد. ناصرخس

معنی سخت دلی

سخت دلی . [ س َ دِ ] (حامص مرکب ) قساوت . سنگین دلی : و از جمله بی رحمی و سخت دلی او یکی آن که زادان فرخ را... (فارسنامه ٔ ابن البلخی ص 107). کاین سخت دلی و سست مهری جرم از طرف تو بود یا من . سعدی .

معنی سخت رو

سخت رو. [ س َ ] (ص مرکب ) سخت روی . کنایه از مردم درشت و ناهموار. (آنندراج ) : جوان سخت رو در راه باید که با پیران بی قوت بیاید. سعدی .

معنی سخت جوشی

سخت جوشی . [ س َ ] (حامص مرکب ) برندگی : آهنی شد چو سخت جوشی کرد لشکر ترک سست کوشی کرد. نظامی (هفت پیکر چ وحید ص 126).

معنی سخت رویی

سخت رویی . [ س َ ] (حامص مرکب ) پررویی و سماجت . مقاومت . پایداری : چو پی سست وپوشیده شد استخوان دگر قصه ٔ سخت رویی مخوان . نظامی . نه زآن سرما نوازش گرم گشتش نه دل زآن سخت رویی نرم گشتش . نظامی

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: