مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی سخت سر


معنی سخت سر

سخت سر. [ س َ س َ ] (اِخ ) اسم قدیم رامسر است . رجوع به رامسر شود.

معنی سخت سر- ترجمه سخت سر برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد سخت سر اینجا را کلیک کنید

هم معنی سخت سر


ترجمه سخت سر


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه سخت سر

سخن اُرد بزرگ: نرم دلی و نرمش، منش آدمی و سنگدلی و سخت سری، منش اهریمن است.
سخن راجر استاباك: خودباوری در دو دقیقه ی پایانی بازی، از روزها، هفته ها، ماهها و حتی سالها كار سخت سرچشمه می گیرد.


مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی سختانی

سختانی . [ س َ ] (ص نسبی ) منسوب است به سختان که نسبت اجدادی است . (الانساب سمعانی ).

معنی سخت سری

سخت سری . [ س َ س َ ] (حامص مرکب ) لجاجت مقاومت . ایستادگی . پایداری : ابوالقاسم کثیررا بباید گفت تا خویشتن را بدو دهد و لجوجی و سخت سری نکند که حیفی بر او گذاشته نیاید. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 371). دی

معنی سخت قوت

سخت قوت . [ س َ ق ُوْ وَ ] (ص مرکب ) نیرومند. قوی . به نیرو : پس گفتا از من عظیم تر و سخت قوت تر و تواناتر کیست . (مجمل التواریخ و القصص ).

معنی سخت دلی

سخت دلی . [ س َ دِ ] (حامص مرکب ) قساوت . سنگین دلی : و از جمله بی رحمی و سخت دلی او یکی آن که زادان فرخ را... (فارسنامه ٔ ابن البلخی ص 107). کاین سخت دلی و سست مهری جرم از طرف تو بود یا من . سعدی .

معنی سخت کمان

سخت کمان . [ س َ ک َ ] (ص مرکب ) پهلوان و تیرانداز و شه زور. (آنندراج ). درشت و بی رحم . (ناظم الاطباء) : ناوک اندازی و زوبین فکن و سخت کمان پهنه بازی و کمند افکنی و چوگان باز. فرخی . ای سخت کمانی

معنی سختگی

سختگی . [ س َ ت َ / ت ِ ] (حامص ) صلابت و شدت و درشتی . (ناظم الاطباء).

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: