مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی سخت جوشی


معنی سخت جوشی

سخت جوشی . [ س َ ] (حامص مرکب ) برندگی : آهنی شد چو سخت جوشی کرد لشکر ترک سست کوشی کرد. نظامی (هفت پیکر چ وحید ص 126).

معنی سخت جوشی- ترجمه سخت جوشی برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد سخت جوشی اینجا را کلیک کنید

هم معنی سخت جوشی


ترجمه سخت جوشی


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه سخت جوشی



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی سخت کش

سخت کش . [ س َ ک َ / ک ِ ] (نف مرکب ) آنکه کمان سخت را بکشد. (آنندراج ) : تنی چندبگزید عیاروش کماندار و سختی کش سخت کش . نظامی . || ستور که رام نباشد. که منقاد نباشد. سرکش : ابلیس در جزیره ٔ تو

معنی سخت رو

سخت رو. [ س َ ] (ص مرکب ) سخت روی . کنایه از مردم درشت و ناهموار. (آنندراج ) : جوان سخت رو در راه باید که با پیران بی قوت بیاید. سعدی .

معنی سخت چاویده

سخت چاویده . [ س َ دَ / دِ ] (ص مرکب ) هرزه و پوچ . (غیاث ) (آنندراج ).

معنی سخت دل

سخت دل . [ س َ دِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان چهار اویماق بخش قره آغاج شهرستان مراغه واقع در 18 هزارگزی شمال باختری قره آغاج و 7 هزار و پانصدگزی جنوب شوسه ٔ مراغه بمیانه . هوای آن معتدل و دارای 100 تن

معنی سخت کوش

سخت کوش . [ س َ ] (نف مرکب ) ساعی . کوشا. بسیار کوشنده . جاهد : سخت کوش است به پرهیز و بزهد تو مر او را بجوانی منگر. فرخی . بزاد این سفرت سخت کوش باید بود که این سفر سوی دارالسلام باید کرد. ناصرخس

معنی سخت سا

سخت سا. [ س َ ] (اِ مرکب ) نام داواز کشتی که هندیان گهسا گویند. (غیاث ) (آنندراج ).

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: