مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی سخت جفا


معنی سخت جفا

سخت جفا. [ س َج َ ] (ص مرکب ) جفاکار. جفاپیشه . بی وفا : دلبر سست مهر سخت جفا صاحب دوست روی دشمن خوی . سعدی . ای سخت جفای سست پیمان رفتی و چنین برفت تقدیر. سعدی .

معنی سخت جفا- ترجمه سخت جفا برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد سخت جفا اینجا را کلیک کنید

هم معنی سخت جفا


ترجمه سخت جفا


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه سخت جفا



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی سخت چشم

سخت چشم . [ س َ چ َ / چ ِ ] (ص مرکب ) شوخ و بی حیا. (آنندراج ).گستاخ و بی شرم و بی حیا. (ناظم الاطباء) : جست دعوی گر مخالف گوی زیرک سخت چشم حجت جوی . امیرخسرو (از آنندراج ).

معنی سخت دل

سخت دل . [ س َ دِ ](ص مرکب ) کنایه از بی مهر و سنگدل . (آنندراج ). ظالم .(مجموعه ٔ مترادفات ص 241). غلیظ القلب : دلیری سیه نامه ای سخت دل ز ناپاکی ابلیس از وی خجل . سعدی . ای سخت دلان سست پیوند ای

معنی سخت پشت

سخت پشت .[ س َ پ ُ ] (ص مرکب ) محکم . استوار. سفت : چون آن گرد روی آهن سخت پشت بنرمی در آمد ز خوی درشت . نظامی .

معنی سخت پی

سخت پی . [ س َ پ َ / پ ِ ] (ص مرکب ) نیرومند. قوی . (ولف ). پرزور که مقاومت داشته باشد : کنون تا به بینم که با جام می همی سست باشی وگر سخت پی . (شاهنامه ٔ فردوسی چ بروخیم ج 9 ص 2849).

معنی سخت زور

سخت زور. [ س َ ] (ص مرکب ) کنایه از پر زور. (آنندراج ) : چنانکه او را [ هرمز ] دل آور و سخت زور گفتندی . (فارسنامه ٔ ابن البلخی ص 20). ز سختی که زد رومی سخت زور سرش را در آخرگهش کرد کور. امیرخسرو (از

معنی سخت جوشی

سخت جوشی . [ س َ ] (حامص مرکب ) برندگی : آهنی شد چو سخت جوشی کرد لشکر ترک سست کوشی کرد. نظامی (هفت پیکر چ وحید ص 126).

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: