مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی سحیر


معنی سحیر

سحیر. [ س َ ] (ع ص ) بیمار شکم . || اسب بزرگ شکم . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد).

معنی سحیر- ترجمه سحیر برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد سحیر اینجا را کلیک کنید

هم معنی سحیر


ترجمه سحیر


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه سحیر



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی سحیقة

سحیقة. [ س َ ق َ ] (ع اِ) باران بزرگ که هر چه درراه آن باشد برندد. ج ، سحائق . (اقرب الموارد). رجوع به سحیفه شود. || کینه . (مهذب الاسماء).

معنی سحیلة

سحیلة. [ س َ ل َ ] (اِخ ) اسم قلعه ٔ استواری است در نزدیکی بیت المقدس . (معجم البلدان ).

معنی سحیتی

سحیتی . [ س ُ ح َ ] (ص نسبی ) منسوب به سحیت که نام اجدادی است . (الانساب سمعانی ).

معنی سحول

سحول . [ س َ ] (ع ص ) گازر. (منتهی الارب ) (آنندراج ).

معنی سحیم

سحیم . [ س َ ] (ع اِ) نام درختی است . (اقرب الموارد).

معنی سحیت

سحیت . [ س َ ] (ع ص ) مال برده شده . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد).

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: