مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی سحیتی


معنی سحیتی

سحیتی . [ س ُ ح َ ] (ص نسبی ) منسوب به سحیت که نام اجدادی است . (الانساب سمعانی ).

معنی سحیتی- ترجمه سحیتی برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد سحیتی اینجا را کلیک کنید

هم معنی سحیتی


ترجمه سحیتی


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه سحیتی



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی سحیم

سحیم . [ س ُ ح َ ] (اِخ ) عامربن حفص ملقب به ابوالیقظان است . رجوع به ابوالیقظان و رجوع به الاعلام زرکلی ج 2 ص 461 شود.

معنی سحیت

سحیت . [ س َ ] (ع ص ) مال برده شده . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد).

معنی سحول

سحول . [ س ُ] (ع اِ) ج ِ سحل . (منتهی الارب ). رجوع به سحل شود.

معنی سحوقة

سحوقة. [ س ُ ق َ ] (ع مص ) کهنه شدن . || دراز شدن خرمابن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (اقرب الموارد).

معنی سحیف

سحیف . [ س َ ] (ع اِ) آواز آسیا. (منتهی الارب ). آواز آسیا گاهی که بگردد. (اقرب الموارد).

معنی سحیم

سحیم . [ س ُ ح َ ] (اِخ ) ابن وثیل ریاحی یربوعی .شاعری مخضرم است (کسی که عهد جاهلی و اسلام را دیده باشد). قریب یکصد سال بزیست و در قوم خود شریف بود. مشهورترین شعر او ابیاتی است که مطلع آن این است : ان

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: 
Hit Counter