مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی سحول


معنی سحول

سحول . [ س َ ] (ع ص ) گازر. (منتهی الارب ) (آنندراج ).

برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد سحول اینجا را کلیک کنید

هم معنی سحول


ترجمه سحول


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه سحول



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی سحولیة

سحولیة. [ س َ لی ی َ ] (ع ص نسبی ) اثواب سحولیة؛ جامه های منسوب به سحول که موضعی است بیمن یا منسوب بگازر که میشوید آن را. (منتهی الارب ). گویند ثیاب سحولیة، و سحولیة بضم اول روایت کنند و بفتح مشهور اس

معنی سحور

سحور. [ س ُ ] (ع مص ) سحور خوردن . || (اِ) ج ِ سَحَر. (منتهی الارب ) : تر و تازه خزان تو چوبهار خوش و خرم روان تو چو سحور. مسعودسعد (دیوان چ رشید یاسمی ص 269). - مقطعة السحور، و کذا مقطعة الاسحار ؛ خ

معنی سحیر

سحیر. [ س َ ] (ع ص ) بیمار شکم . || اسب بزرگ شکم . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد).

معنی سحیتی

سحیتی . [ س ُ ح َ ] (ص نسبی ) منسوب به سحیت که نام اجدادی است . (الانساب سمعانی ).

معنی سحولی

سحولی . [ س َ ] (ص نسبی ) منسوب است به سحول که قریه ای است در یمن . (الانساب سمعانی ). جامه ای است منسوب به سحول و هو موضع به یمن . (مهذب الاسماء).

معنی سحیف

سحیف . [ س َ ] (ع اِ) آواز آسیا. (منتهی الارب ). آواز آسیا گاهی که بگردد. (اقرب الموارد).

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: