مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی سحول


معنی سحول

سحول . [ س َ ] (ع ص ) گازر. (منتهی الارب ) (آنندراج ).

معنی سحول- ترجمه سحول برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد سحول اینجا را کلیک کنید

هم معنی سحول


ترجمه سحول


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه سحول



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی سحیلس

سحیلس . [ س َ ل ِ ] (اِ) بلغت سریانی گیاهی باشد خوشبو و به عربی اذخر گویند. (برهان ) (آنندراج ). رجوع به سحینوس شود.

معنی سحوق

سحوق . [ س َ ] (اِخ ) نام مادر عبداﷲبن سحوق . محدث است و نام پدر او اسحاق است . (از تاج العروس ).

معنی سحیلة

سحیلة. [ س َ ل َ ] (اِخ ) اسم قلعه ٔ استواری است در نزدیکی بیت المقدس . (معجم البلدان ).

معنی سحیل

سحیل . [ س َ ] (اِخ ) نام یک قطعه زمین واقع در بین کوفه و شام . (معجم البلدان ).

معنی سحوریون

سحوریون . [ ] (اِ) اسل است . (تحفه ٔ حکیم مؤمن ) (فهرست مخزن الادویه ). رجوع به اسل شود.

معنی سحور زدن

سحور زدن . [ س َ زَ دَ ] (مص مرکب ) سحوری زدن : اولاً وقت سحر زن این سحور نیمشب نبود گه این شر و شور. مولوی . من هم از بهر خداوند غفور میزنم بر در به امیدش سحور. مولوی . || ضرب سحور : تا بجوشد

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: