مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی سحولی


معنی سحولی

سحولی . [ س َ ] (ص نسبی ) منسوب است به سحول که قریه ای است در یمن . (الانساب سمعانی ). جامه ای است منسوب به سحول و هو موضع به یمن . (مهذب الاسماء).

معنی سحولی- ترجمه سحولی برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد سحولی اینجا را کلیک کنید

هم معنی سحولی


ترجمه سحولی


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه سحولی



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی سحوریون

سحوریون . [ ] (اِ) اسل است . (تحفه ٔ حکیم مؤمن ) (فهرست مخزن الادویه ). رجوع به اسل شود.

معنی سحیل

سحیل . [ س َ ] (اِخ ) نام یک قطعه زمین واقع در بین کوفه و شام . (معجم البلدان ).

معنی سحیم

سحیم . [ س ُ ح َ ](اِخ ) شاعری رقیق الشعر است . وی بنده ای عجمی الاصل واز مردم نوبه است . بنی الحسحاس که بطنی از بنی اسدند او را بخریدند و سحیم در میان آنان نشأت یافت . تولد او در اوایل عصر پیغمبر(ص

معنی سحولیة

سحولیة. [ س َ لی ی َ ] (ع ص نسبی ) اثواب سحولیة؛ جامه های منسوب به سحول که موضعی است بیمن یا منسوب بگازر که میشوید آن را. (منتهی الارب ). گویند ثیاب سحولیة، و سحولیة بضم اول روایت کنند و بفتح مشهور اس

معنی سحوف

سحوف . [ س َ ] (ع ص ، اِ) فربه و بسیار پیه . مذکر و مؤنث در وی یکسانست . (منتهی الارب ). || دلو سحوف : دلوی که بر گیردو بر دارد آنچه آب در چاه باشد. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). || ناقه ٔ دراز سر پ

معنی سحیم

سحیم . [ س َ ] (ع اِ) نام درختی است . (اقرب الموارد).

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: