مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی سحوقة


معنی سحوقة

سحوقة. [ س ُ ق َ ] (ع مص ) کهنه شدن . || دراز شدن خرمابن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (اقرب الموارد).

معنی سحوقة- ترجمه سحوقة برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد سحوقة اینجا را کلیک کنید

هم معنی سحوقة


ترجمه سحوقة


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه سحوقة



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی سحوحة

سحوحة. [ س ُ ح َ ] (ع مص ) سُحوح . (منتهی الارب ). رجوع به سُحوح شود.

معنی سحیلة

سحیلة. [ س َ ل َ ] (اِخ ) اسم قلعه ٔ استواری است در نزدیکی بیت المقدس . (معجم البلدان ).

معنی سحی

سحی . [ س َ حا ] (ع اِ) سحاء. سحاءة : خدای ما سوی ما نامه ای نبشت شگفت نبشته هاش موالید و آسمانْش سحی . ناصرخسرو (دیوان چ کتابخانه ٔ طهران ص 454). سایه ٔ عدل او کشیده طناب نامه ٔ فتح او گشاده سحی

معنی سحور

سحور. [ س ُ ] (ع مص ) سحور خوردن . || (اِ) ج ِ سَحَر. (منتهی الارب ) : تر و تازه خزان تو چوبهار خوش و خرم روان تو چو سحور. مسعودسعد (دیوان چ رشید یاسمی ص 269). - مقطعة السحور، و کذا مقطعة الاسحار ؛ خ

معنی سحولی

سحولی . [ س َ ] (ص نسبی ) منسوب است به سحول که قریه ای است در یمن . (الانساب سمعانی ). جامه ای است منسوب به سحول و هو موضع به یمن . (مهذب الاسماء).

معنی سحور

سحور. [ س َ ] (ع اِ) آنچه در رمضان به آخر شب خورند. (غیاث ) (آنندراج ). آنچه سحرگاه خورند. (مهذب الاسماء). آنچه روزه گیران بسحر خورند. آنچه سحرگاه خورند از طعام یا شراب . (از اقرب الموارد) : گر فوت ش

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: