مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی سحور


معنی سحور

سحور. [ س ُ ] (ع مص ) سحور خوردن . || (اِ) ج ِ سَحَر. (منتهی الارب ) : تر و تازه خزان تو چوبهار خوش و خرم روان تو چو سحور. مسعودسعد (دیوان چ رشید یاسمی ص 269). - مقطعة السحور، و کذا مقطعة الاسحار ؛ خرگوش است و این اسم او را به طریق تفأل است یعنی شش او پاره پاره باد. و بعضی گویند مقطعة السحور بکسر طاء بخاطر سرعت و سخت دویدن آن چنانکه گویی ریه ٔ خود را در شدت دویدن میشکافد. (ازمنتهی الارب ).

برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد سحور اینجا را کلیک کنید

هم معنی سحور

سحری : 1 مربوط به سحر 2 بامدادی، سحرگاهان، سحرگه 3 سحوری
مسحور : 1 جادوشده، مجذوب 2 فریفته، مفتون، شیفته
مسحور شدن : 1 سحرشدن، جادو شدن 2 فریفته شدن، مجذوب شدن
مسحور کردن : 1 جادو کردن، سحر کردن 2 مجذوب کردن، شیفته کردن، شیفتن
مجذوب : 1 جذب‌شده 2 دلباخته، علاقه‌مند، شوریده، شیفته، فریفته، مسحور، مفتون، واله


ترجمه سحور

مسحور شدن: be enchanted
شیفته و مسحور کردن: enamor
مسحور کردن: enchant
مسحور کردن: fascinate
مسحور کردن: charm


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه سحور

سخن میلان كوندرا: رمان نویس اهمیت زیادی برای ایده های خود قایل نیست. او یك كاشف است كه كورمالانه می كوشد تا جنبه ی ناشناخته ای از وجود را آشكار كند. رمان نویس مسحور رای و آوای خود نیست، بلكه مسحور شكلی است كه دنبال می كند و تنها شكل هایی كه به خواست های رویایش پاسخ می دهد، جزیی از اثر او هستند.
سخن میلان كوندرا: رمان نویس اهمیت زیادی برای ایده های خود قایل نیست. او یك كاشف است كه كورمالانه می كوشد تا جنبه ی ناشناخته ای از وجود را آشكار كند. رمان نویس مسحور [ =شیفته] رای و آوای خود نیست، بلكه مسحور شكلی است كه دنبال می كند و تنها شكل هایی كه به خواست های رویایش پاسخ می دهد، جزیی از اثر او هستند.
سخن میلان كوندرا: رمان نویس اهمیت زیادی برای ایده های خود قایل نیست. او یك كاشف است كه كورمالانه می كوشد تا جنبه ی ناشناخته ای از وجود را آشكار كند. رمان نویس مسحور [ =شیفته] رای و آوای خود نیست، بلكه مسحور شكلی است كه دنبال می كند و تنها شكل هایی كه به خواست های رویایش پاسخ می دهد، جزیی از اثر او هستند.


شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: