مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی سحوری زدن


معنی سحوری زدن

سحوری زدن . [ س َ زَ دَ ] (مص مرکب ) در زدن گدایان گاه سحر رمضان بر درهای بزرگان ، برای بیدار شدن آنان . (یادداشت مؤلف ). در زدن گاه سحر : آن یکی میزد سحوری بر دری درگهی بود و رواق مهتری . مولوی . نیمشب میزد سحوری را بجد گفت او را قائلی کای مستمد. مولوی .

معنی سحوری زدن- ترجمه سحوری زدن برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد سحوری زدن اینجا را کلیک کنید

هم معنی سحوری زدن


ترجمه سحوری زدن


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه سحوری زدن



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی سحیتی

سحیتی . [ س ُ ح َ ] (ص نسبی ) منسوب به سحیت که نام اجدادی است . (الانساب سمعانی ).

معنی سحور

سحور. [ س ُ ] (ع مص ) سحور خوردن . || (اِ) ج ِ سَحَر. (منتهی الارب ) : تر و تازه خزان تو چوبهار خوش و خرم روان تو چو سحور. مسعودسعد (دیوان چ رشید یاسمی ص 269). - مقطعة السحور، و کذا مقطعة الاسحار ؛ خ

معنی سحیت

سحیت . [ س َ ] (ع ص ) مال برده شده . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد).

معنی سحوح

سحوح . [ س ُ ] (ع مص ) روان شدن آب یا اشک یا باران از بالا بپائین . (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). ریخته شدن آب و باران . (تاج المصادر بیهقی ). || ریختن آب و جز آن را پی درپی و بسیار. (اقرب المو

معنی سحولی

سحولی . [ س َ ] (ص نسبی ) منسوب است به سحول که قریه ای است در یمن . (الانساب سمعانی ). جامه ای است منسوب به سحول و هو موضع به یمن . (مهذب الاسماء).

معنی سحیفة

سحیفة. [ س َ ف َ ] (ع اِ) باران سخت که زمین را رندد. (منتهی الارب ). باران که هر چه در راه آن باشد رندد. (اقرب الموارد). ج ، سحائف . || پیه پهنا که مابین توهای تهیگاه و مانند آن ملصق و پیوست است . (من

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: 
Hit Counter