مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی ساپرلگنیا


معنی ساپرلگنیا

ساپرلگنیا. [ رُ ل ِ ] (اِ) نوعی از قارچهاست . رجوع به گیاه شناسی گل گلاب ص 141 شود.

معنی ساپرلگنیا- ترجمه ساپرلگنیا برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد ساپرلگنیا اینجا را کلیک کنید

هم معنی ساپرلگنیا


ترجمه ساپرلگنیا


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه ساپرلگنیا



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی ساتر

ساتر. [ ت ِ ] (ع ص ، اِ) پوشنده . (آنندراج ). || پوشش . || روپوش . سرپوش . - ساتر عورت ؛ پوشنده ٔ عورت . عورت پوش .

معنی ساتراپن

ساتراپن . [ پ ِ ] (اِخ ) نامی است که کنت کورث بولایت سپتاکس پاسیتاس (واقع در بین النهرین ) داده و دیودور نام آن را سیت تاس ضبط کرده است . رجوع به ایران باستان ج 1 ص 1405 شود.

معنی سابینوس

سابینوس . (اِخ ) مارکوس کلیوس . حقوق دان رومی است که درقرن اول میلادی میزیست و بسال 69 م . مقام کنسولی روم را یافت . قانون معروفی بدست او تنظیم گردیده است .

معنی سابینوس

سابینوس .(اِخ ) (الوس ) . شاعر و خطیب لاتینی متوفی بسال 14 ق . م . از دوستان و پیروان اوید شاعر بزرگ لاتینی بود. اشعاری متنوع از آن جمله منظومه ای درباره ٔ تِزِه سروده بود که در دست نیست .

معنی سابینین

سابینین . [ ی َ ] (اِخ ) پاپ شصت و هفتم بود که از سال 604 تا 606 م . مقام پاپی داشت . رسم نواختن ناقوس در کلیساها یادگار اوست .

معنی ساتر عورت

ساتر عورت . [ ت ِ رِ ع َ رَ ] (ترکیب اضافی ، ص مرکب ) آنچه بدان عورت را پوشند، مانند زیر جامه و یا لنگ و یا پارچه ٔ دیگر. آنچه عورت مرد و زن را از نامحرم می پوشاند. || در اصطلاح فقهی ، آنچه نمازگزار ا

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: