مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی سارگاتی


معنی سارگاتی

سارگاتی . (اِخ ) نام ناحیه ای از متصرفات حکومت هخامنشی است . در یکی از کتیبه های داریوش آمده : «این چیتر تخم است که دروغ گفت ، چنین گفت : من شاه سارگارتیم از دودمان هووخشتر». رجوع به ایران باستان ج 2 ص 1577 و ساگاتی در این لغت نامه شود.

برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد سارگاتی اینجا را کلیک کنید

هم معنی سارگاتی


ترجمه سارگاتی


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه سارگاتی



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی سارلی

سارلی . (اِخ ) دهی است ازدهستان آتابای بخش مرکزی شهرستان گنبد قابوس ، واقع در 4 تا 6 هزارگزی شمال خاوری گنبد قابوس . دشت ، هوای آن معتدل ، آب آن از رودخانه ٔ گرگان ، محصول آن غلات ، حبوبات ، صیفی و لب

معنی سارمساقلو

سارمساقلو. [ رِ ](اِخ ) دهی است از دهستان حومه ٔ بخش مرکزی شهرستان زنجان ، واقع در 15 هزارگزی زنجان ، و 5 هزارگزی راه شوسه ٔ زنجان به تبریز. کوهستانی ، هوای آن سردسیر، آب آن از چشمه و رودخانه ٔ زنجان

معنی سارگون

سارگون . [ گ ُ ] (اِخ ) رجوع به سارگن شود.

معنی سارمران

سارمران . [ م ِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان میان آباد بخش اسفراین شهرستان بجنورد. واقعدر 24 هزارگزی شمال باختری اسفراین ، و 4 هزارگزی باختر راه شوسه ٔ عمومی بجنورد به اسفراین . دامنه ، هوای آن معتدل ،

معنی سارکورامف

سارکورامف . [ ک ُ ] (فرانسوی ، اِ) نوعی از مرغان شکاری مخصوص امریکای جنوبی است .

معنی سارگن دوم

سارگن دوم . [ گ ُ ن ِ دُوْوُ ] (اِخ ) پادشاه آشور که از 872 تا 705 ق . م . سلطنت کرد و نام او به زبان آشوری شروکین است . (بمعنی پادشاه راستین ) وی در دوره ٔ شلم نصر پنجم فرمانده کل سپاه آشور بود

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: