مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی ساردانابعل


معنی ساردانابعل

ساردانابعل . [ ب َ ] (اِخ ) رجوع به قاموس الاعلام ترکی و سارداناپال شود.

معنی ساردانابعل- ترجمه ساردانابعل برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد ساردانابعل اینجا را کلیک کنید

هم معنی ساردانابعل


ترجمه ساردانابعل


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه ساردانابعل



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی سارخ

سارخ . [ رِ ] (اِ) سفره .(در تداول غالب لهجه های محلی ایران ). سارغ . سارق .

معنی ساردیس

ساردیس . (اِخ ) یکی از شهرهای قدیم لیدیه بود، و یکی از کلیساهای هفتگانه ٔ آسیا در آنجا بود. اسم قدیمش سرت قلسی و به مسافت 30 میل به جنوب شرقی تیاتیرا و 50 میل به شمال شرقی سمیرنا و 2 میل به جنوب نهر ه

معنی سارداناپال

سارداناپال .(اِخ ) پادشاه افسانه ای که بروایت مورخان یونانی از 836 تا 817 ق .م . در آشور سلطنت کرده و آخرین اخلاف سمیرامیس است . در ایران باستان آمده : مطابق آنچه دیودور سیسیلی مورخ یونانی از کتاب گ

معنی سارزاد

سارزاد. (اِخ ) صاحب باذین معاصر مصعب بن زبیر بود. (کتاب الوزراء و الکتاب جهشیاری چ 1 مصر ص 27).

معنی ساردة

ساردة. [ رِ دَ ] (ع اِ) نوعی از ماهیهای کوچک دریائی که شبیه انگلس (مارماهی ) است . (دزی ج 1 ص 621) .

معنی سارخک

سارخک . [ خ َ ] (اِ) مؤلف برهان آرد: بعضی بکسر ثالث و سکون خای نقطه دار گفته اند بمعنی نیش پشه و کنه . (برهان ). وظاهراً اصل همان سارخک (مذکور در ماده ٔ قبل ) است .

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: