مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی شیخ الفقیه


معنی شیخ الفقیه

شیخ الفقیه . [ ش َ خُل ْ ف َ ] (اِخ ) رجوع به احمدبن محمدبن اقبال شود.

برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد شیخ الفقیه اینجا را کلیک کنید

هم معنی شیخ الفقیه


ترجمه شیخ الفقیه


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه شیخ الفقیه



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی شیخ

شیخ . [ ش َ ] (اِخ ) ابن نورالدین رومی . از اوست : تفسیرفاتحة. (محتمل است کلمه ٔ «ابن » در عنوان صاحب ترجمه در نسخه ٔ کشف الظنون زائد باشد). (یادداشت مؤلف ).

معنی شیخ زاهد

شیخ زاهد. [ ش َ هَِ ] (اِخ ) رجوع به احمد قریبة شود.

معنی شیخ العمید

شیخ العمید. [ ش َ خُل ْ ع َ ] (اِخ ) مخاطبه ٔبوسهل حمدوی . لقب بوسهل زوزنی ندیم سلطان مسعود غزنوی و رئیس دیوان رسالت او، پس از مردن بونصر مشکان وبروزگار سلطان مودود، و ممدوح منوچهری : شاخ بنفشه بر سر

معنی شیخ انصاری

شیخ انصاری . [ ش َ خ ِ اَ ] (اِخ ) لقب شیخ مرتضی انصاری . رجوع به انصاری ، شیخ مرتضی بن محمدامیر شوشتری شود.

معنی شیخ اویس

شیخ اویس . [ ش َ اُ وَ ] (اِخ ) پسر شیخ حسن بزرگ ، از امرای عراق . رجوع به اویس (شیخ ...) و حسن بزرگ (شیخ ...) شود.

معنی شیخ اشراق

شیخ اشراق . [ ش َ خ ِ اِ ] (اِخ ) رجوع به ابوالفتوح شهاب الدین (شیخ ) و روضات الجنات ص 338 و کلام شبلی ص 5 و مزدیسنا و... ص 505 شود.

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: