مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی شیخ الفقیه


معنی شیخ الفقیه

شیخ الفقیه . [ ش َ خُل ْ ف َ ] (اِخ ) رجوع به احمدبن محمدبن اقبال شود.

معنی شیخ الفقیه- ترجمه شیخ الفقیه برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد شیخ الفقیه اینجا را کلیک کنید

هم معنی شیخ الفقیه


ترجمه شیخ الفقیه


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه شیخ الفقیه



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی شیخ زاهد

شیخ زاهد. [ ش َ هَِ ] (اِخ ) نام محلی کنار راه رامسر به لنگرود میان دریاپشته و قاسم آباد در 494400 گزی تهران . (یادداشت مؤلف ).

معنی شیخ بالا

شیخ بالا. [ ش َ ] (اِخ ) دهی از دهستان گرم خان بخش حومه ٔ شهرستان بجنورد است و 115 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 9).

معنی شیخ حر عاملی

شیخ حر عاملی . [ ش َ ح ُرْ رِ م ِ ] (اِخ ) لقب محمدبن الحسن الحر العاملی . رجوع به حر عاملی ، محمدبن حسن ... شود.

معنی شیخ الیونانی

شیخ الیونانی . [ ش َ خُل ْ ] (اِخ ) شیخ یونانی . فلوطن صاحب اثولوجیا (میامرو تا سوعا)که بغلط آنرا به ارسطو نسبت کرده اند. فلوطینس . (یادداشت مؤلف ). رجوع به تتمه ٔ صوان الحکمة ص 185 شود.

معنی شیخ حسن کوچک

شیخ حسن کوچک . [ ش َ ح َ س َ ن ِ چ َ / چ ِ ] (اِخ ) رجوع به حسن چوپانی و حسن کوچک و سلیمان شود.

معنی شیخ زورق

شیخ زورق . [ ش َ زَ رَ ] (اِخ ) رجوع به احمدبن محمد برنسی فاسی شود.

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: 
Hit Counter