مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی شیخ العمید


معنی شیخ العمید

شیخ العمید. [ ش َ خُل ْ ع َ ] (اِخ ) مخاطبه ٔبوسهل حمدوی . لقب بوسهل زوزنی ندیم سلطان مسعود غزنوی و رئیس دیوان رسالت او، پس از مردن بونصر مشکان وبروزگار سلطان مودود، و ممدوح منوچهری : شاخ بنفشه بر سر زانو نهاده سر ماننده ٔ مخالف بوسهل زوزنی شیخ العمید سید صاحب که ذوالجلال نعمتْش داد و صحت تن داد و ایمنی . منوچهری . ندیم شه شرق شیخ العمید مبارک لقائی بلنداختری . منوچهری . امیر فرمود وی [ بوسهل حمدوی ] را خلعتی راست کردند چنانکه وزیران را کنند... ومخاطبه ٔ وی الشیخ العمید فرمود. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 390). رجوع به عمید و بوسهل زوزنی شود.

معنی شیخ العمید- ترجمه شیخ العمید برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد شیخ العمید اینجا را کلیک کنید

هم معنی شیخ العمید


ترجمه شیخ العمید


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه شیخ العمید



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی شیخ الکاتب

شیخ الکاتب . [ ش َ خُل ْ ت ِ ] (اِخ ) البیهقی . لقب کوتوال قلعه ٔ ترمذ. (از اخبار الدولة السلجوقیة ص 27).

معنی شیخ الخلفاء

شیخ الخلفاء. [ ش َ خُل ْ خ ُ ل َ ] (اِخ ) لقب ابوبکربن ابی قحافه ، و لقب دیگر اوصدّیق است . (یادداشت مؤلف ). رجوع به ابوبکر شود.

معنی شیخ اشراق

شیخ اشراق . [ ش َ خ ِ اِ ] (اِخ ) رجوع به ابوالفتوح شهاب الدین (شیخ ) و روضات الجنات ص 338 و کلام شبلی ص 5 و مزدیسنا و... ص 505 شود.

معنی شیخ اویس

شیخ اویس . [ ش َ اُ وَ ] (اِخ ) پسر شیخ حسن بزرگ ، از امرای عراق . رجوع به اویس (شیخ ...) و حسن بزرگ (شیخ ...) شود.

معنی شیخ

شیخ . [ ش َ ] (اِخ ) ابن حسام الدین معروف به منقی . او راست : رسالة فی المهدی . (از کشف الظنون ).

معنی شیخ خجندی

شیخ خجندی . [ ش َ خ ِ خ ُ ج َ ] (اِخ ) ملقب به رئیس . کتاب اول قانون ابن سینا را شرح و کلیات او را مختصر کرد. (یادداشت مؤلف ). رجوع به خجندی فخرالدین محمدبن محمد... شود.

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: 
Hit Counter