مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی شکلی


معنی شکلی

شکلی . [ ش َ ] (اِخ ) محمدبن اسماعیل شکلی ، از راویان است و از علی بن ابی مریم حدیث شنید و برادرزاده اش ابوالفضل العباس بن یوسف شکلی از او روایت دارد. (از لباب الانساب ).

برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد شکلی اینجا را کلیک کنید

هم معنی شکلی

بدگلی : بدترکیبی، بدشکلی، بدلقایی، بدمنظری، زشت‌رویی، زشتی و خوشگلی، وجاهت


ترجمه شکلی

دوشکلی: biform
همشکلی: resemblance
همشکلی: similarity
سه شکلی: triform
بدشکلی: ugliness


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه شکلی



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی شکم

شکم . [ ش َ ] (ع مص ) گزیدن . (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء).شکیم . (منتهی الارب ). || رشوه دادن به والی و بستن دهان او را. (از اقرب الموارد) (از ناظم الاطباء). رشوت دادن والی را. (تاج المصادر بیهقی

معنی شکم دادن

شکم دادن . [ ش ِ ک َ دَ ] (مص مرکب ) فروگشتن از میان . به طرف بیرون خم شدن . (یادداشت مؤلف ). انحنا پیدا کردن . (فرهنگ فارسی معین ). لمبر دادن : گردون ز گرانسنگی این بار شکم داد. حزین (از آنندراج )

معنی شکم

شکم . [ ش ِ ک َ ] (اِ) اِشکم . بطن و آن جزء از بدن که روده ها در آن واقع شده اند. (ناظم الاطباء). ترجمه ٔ بطن و گوی و تنور از تشبیهات اوست . (آنندراج ). قسمتی از تنه که بین قفسه ٔ سینه و لگن قرار دا

معنی شکلة

شکلة. [ ش َ ک ِ ل َ ] (ع ص ) زن با ناز و کرشمه . (از منتهی الارب ) (ناظم الاطباء).

معنی شکلانی

شکلانی . [ ش َ ک َ ] (اِخ ) امام ابو عصمة احمدبن عبداﷲ... شکلانی فقیه پرهیزگاری بود و از ابوسهل عبدالصمد بزاز و جز وی روایت شنید و حاکم ابوعبداﷲ کتبی هروی از او روایت دارد. (از لباب الانساب ).

معنی شکم خاریدن

شکم خاریدن . [ ش ِ ک َ دَ ] (مص مرکب ) کنایه از بهانه کردن و عذر آوردن باشد. (برهان ) (از غیاث ) (از ناظم الاطباء). کنایه ازبهانه کردن است . (انجمن آرا) (آنندراج ) : مردم از مشتری و زهره و چرخ خود س

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: