مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی شولا


معنی شولا

شولا. [ ش َ / شُو ] (اِ) کولا. کپنک . جامه ٔ نمدین خشن کردان و لران و کشاورزان . نمد. دلق گونه ٔ پشمین از نسیجی خشن فقرا را. جبه گونه از پشم که به زمستان روستائیان و کردان و درویشان درپوشند. (یادداشت مؤلف ). خرقه . خرقه ٔ درویشان . (ناظم الاطباء) (فرهنگ فارسی معین ).

برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد شولا اینجا را کلیک کنید

هم معنی شولا

شولا: پشمینه، خرقه
خرقه : پاره، جامه، جبه، دلق، شولا، ردا، کهنه، مرتع، خستوانه


ترجمه شولا


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه شولا



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی شولات کاری

شولات کاری . (حامص مرکب ) در اصطلاح مقنیان و کاریزکنان ، کار کردن در شولات .

معنی شولگستان

شولگستان . [ ل َ گ ِ ] (اِخ ) قریه ای است پنج فرسنگی میانه ٔ شمال و مغرب آباده . (فارسنامه ٔ ناصری ). و رجوع به نزهةالقلوب ج 3 ص 124 شود.

معنی شولم

شولم . [ ل َ ] (اِ) لفظی است ظاهراً بی معنی ، مذکور در داستانی از کلیله و دمنه برساخته ٔ مردی بازرگان بدین شرح که : بازرگانی شب هنگام به نزدیک زن خفته بود، آوای پای دزدان از بام شنود، نرم نرمک زن را ب

معنی شولک

شولک . [ ل َ ] (اِ) اسب جلد و تند و تیز رفتار. (برهان ) (جهانگیری ). اسب تیزرو. (رشیدی ) (انجمن آرا) (آنندراج ). اسب تیزرفتار. (فرهنگ نظام ). اسب . (فرهنگ خطی ). اسب مطلق به هر رنگ که باشد. (یادداشت

معنی شولقی

شولقی . [ ش َ ل َ قی ی ] (ع ص ) آنکه شیرینی جوید و دوست دارد آن را. (منتهی الارب ). شیرینی فروش و در اساس البلاغة: دوستدار شیرینی . (از اقرب الموارد). طفیلی .(مهذب الاسماء). واغِل . قِرْواش . (یادداشت

معنی شولستان

شولستان . [ ل ِ ] (اِخ ) بلوکی از توابع شاپور کازرون که طایفه ٔ ممسنی از ایلهای فارس در آنجا ساکن اند. هوایش سرد است . (از فرهنگ فارسی معین ). ابن بطوطه که در سال 730 هَ . ق . کازرون را دیده است گوید

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: