مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی شورک


معنی شورک

شورک . [ رَ ] (اِخ ) دهی از دهستان ولدیان بخش حومه ٔ شهرستان خوی است و 377 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4).

معنی شورک- ترجمه شورک برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد شورک اینجا را کلیک کنید

هم معنی شورک


ترجمه شورک


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه شورک



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی شورک

شورک . [ رَ ] (اِخ ) دهی از دهستان نهبندان بخش شوسف شهرستان بیرجند است و 204 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9).

معنی شورک افغانها

شورک افغانها. [ رَ اَ ] (اِخ ) دهی ازدهستان پایین ولایت بخش فریمان شهرستان مشهد است و 237 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9).

معنی شورگیاه

شورگیاه . (اِ مرکب ) گیاه شور. هر علف شور و نمکین . (ناظم الاطباء). گیاه شور مطلق . (فرهنگ فارسی معین ): نبت مالح ؛ شورگیاه .هجیر؛ شورگیاه خشک شکسته . (منتهی الارب ). حمض . رمث . سرمق . (یادداشت مؤ

معنی شورشور

شورشور. (اِمص مرکب ) جستجو و پیجویی . اینسوی و آنسوی گشتن : تنگ شدعالم بر او از بهر گاو شورشور اندرگرفت و کاوکاو. رودکی .

معنی شورشر

شورشر. [ شو ش َ ] (اِ مرکب ، از اتباع ) شور و شر. شورشار. شورشرابا. شورو شغب . غوغا و فریاد و هنگامه و هرج و مرج و گیرودار و فتنه و آشوب و نعره و بانگ . (از ناظم الاطباء).

معنی شورک قلیانلو

شورک قلیانلو. [ رَ ق َل ْ ] (اِخ ) دهی از دهستان باغان بخش شیروان شهرستان قوچان است و 127 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9).

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: 
Hit Counter