مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی شورش کردن


معنی شورش کردن

شورش کردن . [ رِ ک َ دَ ] (مص مرکب ) عصیان و تمرد کردن . شور و غوغا کردن . انقلاب و آشفتگی برپا کردن . نافرمانی کردن . اظهار کراهت کردن : ز شورش کردن آن تلخ گفتار ترشروئی نکردم هیچ در کار. نظامی .

معنی شورش کردن- ترجمه شورش کردن برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد شورش کردن اینجا را کلیک کنید

هم معنی شورش کردن

سربلند کردن : 1 سر برافراشتن 2 قیام کردن، شوریدن، شورش کردن
طغیان کردن : 1 سرکشی کردن، عصیان ورزیدن، گردن‌کشی کردن، نافرمانی کردن، یاغی شدن، طاغی شدن، شورش کردن 2 بالا آمدن (سطح آب رودخانه)، سرریز کردن
خروج کردن : شوریدن، طغیان کردن، یاغی شدن، سرکشی کردن، به‌دشمنی برخاستن، عصیان ورزیدن، عصیان کردن، شورش کردن
برخاستن : 1 ایستادن، به‌پاخاستن، برپا شدن، بلند شدن 2 بیدار شدن 3 بردمیدن، سر زدن 4 برآمدن، طلوع کردن 5 شوریدن، شورش کردن، طغیان کردن، عصیان کردن، قیام کردن 6 متصاعد شدن 7 پدیدآمدن، آغاز شدن، در گرفتن 8 پیش آمدن، اتفاق افتادن،
به پا خاستن: 1 ایستادن، برخاستن، بلند شدن و نشستن 2 شورش کردن، شوریدن، طغیان کردن، عصیان ورزیدن و تسلیم‌بودن 3 انقلاب کردن، قیام کردن، نهضت کردن و تسلیم شدن


ترجمه شورش کردن

شورش کردن: riot


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه شورش کردن



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی شورش طلب

شورش طلب . [ رِ طَ ل َ ] (نف مرکب ) انقلابی . آشوب خواه .

معنی شورستان

شورستان . [ رِ ] (اِ مرکب ) شوره زار. (آنندراج ). خلاب و زمین باطلاق . (ناظم الاطباء). شوره زار. شورسان . نمکزار. (یادداشت مؤلف ). سبخه . (مهذب الاسماء). ملاحة. مملحة. نوفلة. (منتهی الارب ): و آن ...

معنی شورطالع

شورطالع. [ ل ِ ] (ص مرکب ) شوراختر. (ناظم الاطباء). کنایه از مدبر و بدبخت . (آنندراج ) : هرکه شیرین تر فراق جانگزایش تلخ تر شورطالعتر ز فرهادم ببین احوال چیست . ظهوری . رجوع به شوربخت شود.

معنی شورشی

شورشی . [ رِ ] (ص نسبی ) طاغی . انقلابی . (یادداشت مؤلف ). کسی که شورش کند. انقلابی . (فرهنگ فارسی معین ). || معتاد به شورش . (یادداشت مؤلف ).

معنی شورشور

شورشور. (اِمص مرکب ) جستجو و پیجویی . اینسوی و آنسوی گشتن : تنگ شدعالم بر او از بهر گاو شورشور اندرگرفت و کاوکاو. رودکی .

معنی شورغال

شورغال . (اِ مرکب ) سیورغال . بمعنی روزینه مشهور است و این لفظغلط است چرا که در کتب یافته نشد و در مدار نوشته سیورغال مدد معاش و در لغات ترکی بمعنی انعام نوشته است . (از غیاث ) (از آنندراج ). رجوع به

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: 
Hit Counter