مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی شورستان پائین


معنی شورستان پائین

شورستان پائین . [ رِ ن ِ ] (اِخ ) دهی از دهستان صالح آباد بخش جنت آباد شهرستان مشهد است و 334 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9).

برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد شورستان پائین اینجا را کلیک کنید

هم معنی شورستان پائین


ترجمه شورستان پائین


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه شورستان پائین



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی شورش

شورش . [ رِ ] (اِمص ) عمل شوریدن . (یادداشت مؤلف ). از: شور + «ش »، علامت اسم مصدر. (از حاشیه ٔ برهان چ معین ). شوریدن . شور و غوغا کردن . (برهان ) (آنندراج ) (از ناظم الاطباء) (فرهنگ فارسی معین ). غ

معنی شورشی

شورشی . [ رِ ] (ص نسبی ) طاغی . انقلابی . (یادداشت مؤلف ). کسی که شورش کند. انقلابی . (فرهنگ فارسی معین ). || معتاد به شورش . (یادداشت مؤلف ).

معنی شورک

شورک . [ رَ ] (اِخ ) دهی از دهستان ولدیان بخش حومه ٔ شهرستان خوی است و 377 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4).

معنی شورش کردن

شورش کردن . [ رِ ک َ دَ ] (مص مرکب ) عصیان و تمرد کردن . شور و غوغا کردن . انقلاب و آشفتگی برپا کردن . نافرمانی کردن . اظهار کراهت کردن : ز شورش کردن آن تلخ گفتار ترشروئی نکردم هیچ در کار. نظامی .

معنی شورستان

شورستان . [ رِ ] (اِ مرکب ) شوره زار. (آنندراج ). خلاب و زمین باطلاق . (ناظم الاطباء). شوره زار. شورسان . نمکزار. (یادداشت مؤلف ). سبخه . (مهذب الاسماء). ملاحة. مملحة. نوفلة. (منتهی الارب ): و آن ...

معنی شورزمین

شورزمین . [ زَ ] (اِ مرکب ) زمین شوره زار. زمین بی بر و بی حاصل . (ناظم الاطباء).

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: