مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی شل و ول


معنی شل و ول

شل و ول . [ ش ُ ل ُ وِ ] (ص مرکب ، از اتباع ) پریشان و آشفته و درهم و بی نظم : عمامه ٔ شل و ول ، شوریده گوریده . (یادداشت مؤلف ). چیزی که اجزای آن کاملاً بایکدیگر ارتباط محکم نداشته باشد. لباسی که برای تن کسی گشاد باشد و بر تن او آویزان شود و نظایر و اشباه آن . (فرهنگ لغات عامیانه ). || بی حال . آنکه مواظب درست نگاه داشتن جامه های خود بر تن نیست . (یادداشت مؤلف ). سست . وارفته . (فرهنگ فارسی معین ).

برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد شل و ول اینجا را کلیک کنید

هم معنی شل و ول


ترجمه شل و ول

شل و ول: inactive
شل و ول: inefficient
شل و ول شدن: hang loose


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه شل و ول



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی شلائینی

شلائینی . [ ش َ ] (حامص ) شوخی . || چسبیدگی به کاری . (آنندراج ) (غیاث ). رجوع به شلائین و شلایینی شود.

معنی شلاء

شلاء.[ ش َل ْ لا ] (ع ص ) مؤنث اشل ؛ گویند: امراءة شلاء؛ زن تباه دست . (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). زن تباه دست . (منتهی الارب ) (از آنندراج ). دست خشک . (دهار). تأنیت اشل ، زن که دست وی شل باش

معنی شل گرفتن

شل گرفتن . [ ش ُ گ ِ رِ ت َ ] (مص مرکب ) به نرمی و سستی گرفتن چیزی را. || بی علاقگی نشان دادن . (فرهنگ فارسی معین ).

معنی شل شدن

شل شدن . [ ش ُ ش ُ دَ ] (مص مرکب ) ضعیف شدن . سست شدن . (فرهنگ فارسی معین ). - شل شدن پای کسی ؛ آهسته رفتن او برای رغبت به چیزی . (یادداشت مؤلف ). ناگهان نرم رفتن در حرکت تندیا متعارف به مناسبت دیدن

معنی شلاجه

شلاجه . [ ] (اِ) بول بز کوهی گشن است که بر سنگ کرده باشد و سنگ از آن سیاه و چرب شده باشد. (از ذخیره ٔ خوارزمشاهی ). رجوع به شلاحب شود.

معنی شل دره

شل دره . [ ش ُ دَ رِ ] (اِخ ) دهی از دهستان فریم بخش دودانگه ٔ شهرستان ساری . سکنه ٔ آن 220 تن . آب آنجا از رودخانه ٔ پاجی . محصول عمده ٔ آنجا برنج و غلات است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 3).

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: