مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی شلوغ پلوغ


معنی شلوغ پلوغ

شلوغ پلوغ . [ ش ُ پ ُ ] (ص مرکب ، از اتباع ) در تداول عوام ، سخت در هم و برهم . هرج و مرج . سخت آشفته : خوابهای شلوغ پلوغ . جاهای شلوغ پلوغ . (یادداشت مؤلف ). جایی که در آن نظم و ترتیبی حکمفرما نباشد. حسینقلی خانی . (فرهنگ لغات عامیانه ).

برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد شلوغ پلوغ اینجا را کلیک کنید

هم معنی شلوغ پلوغ


ترجمه شلوغ پلوغ

شلوغ پلوغ: pell mell


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه شلوغ پلوغ



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی شلوه

شلوه . [ ش َل ْ وَ ] (اِخ ) نام دلیری بوده از بزرگان ارمنستان که در فتنه ٔ چنگیزی خروج کرده و با ایوانی نام از اهل آن ولایت معاهده کرده که با سپاه بسیار به آذربایجان آمده بعد از تسخیر ایران ملت اسلام

معنی شلی

شلی . [ ش َ ] (حامص ) از کار بازماندن دست و پا. شل شدن . (فرهنگ فارسی معین ). و رجوع به شَل شود.

معنی شلو

شلو. [ ش ِل ْوْ ] (ع اِ) اندام با گوشت . (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). اندام . (دهار) (مهذب الاسماء) (منتهی الارب ) (آنندراج ). قد و قامت بدن . (ناظم الاطباء). || تن و جسد از هر چیزی . (ناظم الاطب

معنی شلوبین

شلوبین . [ ش َ ] (اِخ ) شهری است به مغرب و از آن شهر است ابوعلی شلوبینی نحوی . (منتهی الارب ). ابوعلی عمر... شلوبین یا شلوبینی از علمای بزرگ نحو و ادب بوده و تألیفات بسیاری داشته است و کلمه ٔ شلوبین

معنی شلول

شلول . [ ش َ ] (ع ص ) تمام سال از زن و ماده شتر. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). || مرد سبک در حاجت نیکوصحبت خوش ذات . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). رجوع به شلل

معنی شلوپیچ

شلوپیچ . [ ش ُ ] (اِ مرکب ) نام خاری سه پهلو. (ناظم الاطباء). گیاهی است که به ترکی دموردکنی گویند. (از شعوری ج 2 ورق 150).

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: