مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی شلا


معنی شلا

شلا. [ ش َ ] (ع اِ) اندام با گوشت . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). || تن از هر چیزی . (ناظم الاطباء) (منتهی الارب ). تن هر چیز. (از اقرب الموارد).

برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد شلا اینجا را کلیک کنید

هم معنی شلا

سرحد : 1 ثغر، حد، کرانه، مرز، ناحیه 2 سردسیر، ییلاق و گرمسیر، قشلاق
سردسیر : سرحد، ییلاق و قشلاق، گرمسیر
سوط : تازیانه، شلاق
پرچین‌وشکن: پرتاب، شکن‌برشکن، فردار، مجعد و شلال، صاف، لخت
تاب‌دار، تابدار : 1 پرپیچ‌وتاب، پرتاب، پیچیده، تابیده، تافته و صاف، شلال، لخت 2 تابان، روشن، پرفروغ


ترجمه شلا

شلاق خوردن: be whipped
شلاقی: of whip
شلاق خور: durable
شلاق خور: tough
شلاق لنگربرداشتن: cat


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه شلا

سخن راسین: با شلاق اراده می توان اسبی وحشی و سركش را رام كرد.


مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی شلافگی

شلافگی . [ ش َل ْ لا ف َ / ف ِ ] (حامص ) بی حیاگری . بی شرمی . بی آزرمی . و بیشتردر زنان گویند. (ناظم الاطباء). رجوع به شلافه شود.

معنی شلاپور

شلاپور. [ ش ُ ] (اِخ ) شهری است در جنوب شرقی بمبئی در مرکز شبه جزیره ٔ دکن ، دارای 266100 تن سکنه . مرکز کارخانه های نخ بافی (پنبه ای ) و شهر مهم صنعتی است . (فرهنگ فارسی معین ).

معنی شلاته

شلاته . [ ش ُ ت َ / ت ِ ] (ص ) از اتباع شل است و غالباً شل و شلاته بهم بکار روند. شل . سخیف در جامه . سخیفه . مقابل برشته . که تار و پود سخت بهم تافته نشده باشد. - شلاته بافته شده بودن ؛ شل و سست باف

معنی شلافه

شلافه . [ ش َل ْ لا ف َ / ف ِ ] (ع ص ) شلافة. زن بی شرم و بیحیا. (ناظم الاطباء). زن سلیطه و بیحیا و پررو و وقیح و پرسروصدا. ممکن است بطور مطلق در حق مردان نیز بر زبان رانده شود. (فرهنگ لغات عامیانه ).

معنی شلافة

شلافة.[ ش َل ْ لا ف َ ] (ع ص ) زن زانیه . (ناظم الاطباء) (منتهی الارب ) (آنندراج ). زن زناکار. (از اقرب الموارد).

معنی شل و ول

شل و ول . [ ش ُ ل ُ وِ ] (ص مرکب ، از اتباع ) پریشان و آشفته و درهم و بی نظم : عمامه ٔ شل و ول ، شوریده گوریده . (یادداشت مؤلف ). چیزی که اجزای آن کاملاً بایکدیگر ارتباط محکم نداشته باشد. لباسی که بر

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: