مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی شلافه


معنی شلافه

شلافه . [ ش َل ْ لا ف َ / ف ِ ] (ع ص ) شلافة. زن بی شرم و بیحیا. (ناظم الاطباء). زن سلیطه و بیحیا و پررو و وقیح و پرسروصدا. ممکن است بطور مطلق در حق مردان نیز بر زبان رانده شود. (فرهنگ لغات عامیانه ). || زن مدخوله . (ناظم الاطباء).

برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد شلافه اینجا را کلیک کنید

هم معنی شلافه


ترجمه شلافه


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه شلافه



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی شلال دان

شلال دان . [ ش َ ] (اِخ ) دهی از دهستان بخش دهدز شهرستان اهواز. سکنه ٔ آن 111 تن . آب آنجا از قنات و چاه . محصول عمده ٔ آنجا غلات . صنایع دستی زنان کرباس بافی است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6).

معنی شلاق کش

شلاق کش . [ ش َل ْ لا ک َ / ک ِ ] (ق مرکب ) سریع. (یادداشت مؤلف ). تند و تیز. چهارنعل . بیان حرکت سریع سوار که بر اسب تازیانه زنان تازد. - شلاق کش راندن ؛ شلاق کش رفتن . (فرهنگ لغات عامیانه ). رجوع

معنی شلان بها

شلان بها. [ ش ِ ب َ ] (اِ مرکب ) مالیاتی که به مناسبت اعیاد وصول شود. (فرهنگ فارسی معین ).

معنی شلالة

شلالة. [ ش َل ْ لا ل َ ] (ع اِ) شلاله . آبشار. - شلاله های رود نیل ؛آبشارهای آن . ج ، شلالات . (یادداشت مؤلف ). آبشار. (فرهنگ فارسی معین ). شلاله که معمولاً به تخفیف لام تلفظ میشود در اصل به تشدید آ

معنی شلافگی

شلافگی . [ ش َل ْ لا ف َ / ف ِ ] (حامص ) بی حیاگری . بی شرمی . بی آزرمی . و بیشتردر زنان گویند. (ناظم الاطباء). رجوع به شلافه شود.

معنی شلاجه

شلاجه . [ ] (اِ) بول بز کوهی گشن است که بر سنگ کرده باشد و سنگ از آن سیاه و چرب شده باشد. (از ذخیره ٔ خوارزمشاهی ). رجوع به شلاحب شود.

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: