مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی شلائین


معنی شلائین

شلائین . [ ش َ ] (ترکی ، ص ، اِ) مبرم و سخت درگیرنده . (آنندراج ) (از غیاث ) : خار این وادی شلائین تر ز خون ناحق است از علایق چیدن دامان رغبت سهل نیست . صائب تبریزی (از آنندراج ). تا به آن حسن شلائین سر و کار است مرا دست بر هرچه زنم دامن یار است مرا. محسن تأثیر (از آنندراج ). || مجازاً بمعنی عاشق . (غیاث ) (از سراج اللغة). || ناخوش . (غیاث ). || شخصی که بسیار آرام کند و از منع بازنماند. (غیاث ) (از سراج اللغة) (آنندراج ). || معشوق شوخ و شنگ و بی تکلف و بی آرایش . (آنندراج ). شوخ . (غیاث ). و رجوع به شلایین شود.

برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد شلائین اینجا را کلیک کنید

هم معنی شلائین


ترجمه شلائین


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه شلائین



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی شل محله

شل محله . [ ش ُ م َ ح َل ْ ل َ ] (اِخ ) دهی از دهستان حومه ٔ بخش رامسر شهرستان شهسوار.آب آن از رودخانه ٔ ترکرود. محصول عمده ٔ آنجا مرکبات ، چای و برنج است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 3).

معنی شلاق کش

شلاق کش . [ ش َل ْ لا ک َ / ک ِ ] (ق مرکب ) سریع. (یادداشت مؤلف ). تند و تیز. چهارنعل . بیان حرکت سریع سوار که بر اسب تازیانه زنان تازد. - شلاق کش راندن ؛ شلاق کش رفتن . (فرهنگ لغات عامیانه ). رجوع

معنی شلافه

شلافه . [ ش َل ْ لا ف َ / ف ِ ] (ع ص ) شلافة. زن بی شرم و بیحیا. (ناظم الاطباء). زن سلیطه و بیحیا و پررو و وقیح و پرسروصدا. ممکن است بطور مطلق در حق مردان نیز بر زبان رانده شود. (فرهنگ لغات عامیانه ).

معنی شل و ول

شل و ول . [ ش ُ ل ُ وِ ] (ص مرکب ، از اتباع ) پریشان و آشفته و درهم و بی نظم : عمامه ٔ شل و ول ، شوریده گوریده . (یادداشت مؤلف ). چیزی که اجزای آن کاملاً بایکدیگر ارتباط محکم نداشته باشد. لباسی که بر

معنی شلا

شلا. [ ش َ ] (ع اِ) اندام با گوشت . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). || تن از هر چیزی . (ناظم الاطباء) (منتهی الارب ). تن هر چیز. (از اقرب الموارد).

معنی شلاب

شلاب . [ ش ُ ] (اِ مرکب ) به لهجه ٔ طبری : باران سخت . (یادداشت مؤلف ).

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: