مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی شطی


معنی شطی

شطی . [ ش َطْ طی ] (اِخ ) ابواسحاق ابراهیم بن عبداﷲبن ابراهم بصری شطی . ساکن گرگان بود و از ابوالحسن علی بن حمید بزاز و جزوی روایت داشت .وی به سال 291 هَ . ق . درگذشت . (از لباب الانساب ).

معنی شطی- ترجمه شطی برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد شطی اینجا را کلیک کنید

هم معنی شطی


ترجمه شطی

شطی: fluviatile


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه شطی



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی شطیم

شطیم . [ ش َ ] (اِخ ) آخرین منزل بنی اسرائیل در دشت قبل از آنکه به اراضی کنعان داخل شوند. (از قاموس کتاب مقدس ).

معنی شطیبة

شطیبة. [ ش ُ طَ ب َ ] (ع اِ) روناس . ششتره . (از یادداشت مؤلف ). رجوع به ششتره شود.

معنی شطی

شطی . [ ش َطْ طی ] (اِخ ) جمیل افندی . امام حنبلی در دمشق . وی پسر محمد شطی بود. او راست : مختصر طبقات الحنابلة چ دمشق 1339 هَ . ق . (از معجم المطبوعات مصر).

معنی شظ

شظ. [ ش َظظ] (ع اِ) بقیه ٔ روز. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). بقیه ٔ روز. ج ، اشظاظ. (از اقرب الموارد).

معنی شطون

شطون . [ ش ُ ] (ع مص ) درآمدن و داخل شدن در زمینی خواه راسخ و ثابت باشد و یا سست و غیر راسخ . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). || دور شدن . (المصادر زوزنی ) (تاج المصادر بیهقی ) (دهار).

معنی شطیم

شطیم . [ ش َ ] (اِ) درختی است که آن را السیال یا سیال گویند و در اطراف دریای قلزم و اردن و دشت سینا بسیار روید. چوبش بسیار سخت و سنگین و پردوام ، رنگش گندم گون مایل به قرمزی می باشد. شاخهایش خاردار و

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: 
Hit Counter