مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی شریعتمدار


معنی شریعتمدار

شریعتمدار. [ ش َ ع َ م َ ] (اِخ ) استرآبادی تهرانی . شیخ محمد حسن پسر حاج محمد جعفر و برادر شیخ علی استرآبادی تهرانی ، مانند پدر و برادر خود از افاضل عصر خود بود و از تألیفات اوست : 1- اساس الاحکام فی شرایع الاسلام . 2- مظاهر الانوار. وی به سال 1318 هَ . ق . درگذشت . (از ریحانة الادب ج 2 ص 320).

معنی شریعتمدار- ترجمه شریعتمدار برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد شریعتمدار اینجا را کلیک کنید

هم معنی شریعتمدار

فقیه: دانشمند، شریعتمدار، عالم، مجتهد، مرجع


ترجمه شریعتمدار

شریعتمدار: religious expert


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه شریعتمدار



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی شریع

شریع. [ ش َ ] (ع ص ، اِ) کتان نیکو و جید. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ) (از اقرب الموارد). || نیک دلیر و شجاع . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). شجاع . (اقرب الموارد).

معنی شریعه

شریعه . [ ش َ ع َ / ع ِ ] (ع اِ) شریعة. شریعت . رجوع به شریعت شود. جای برداشتن آب از رودخانه . (ناظم الاطباء). || مشرع . مشرعه . شرعة. مشرب . منهل . ورد. مورد. آبخور. آبشخور: شریعه ٔ فرات . ج ، شَرائع

معنی شریف

شریف . [ ش َ ] (اِخ ) ابوالمعالی شریف . پنجمین از حمدانیان . (یادداشت مؤلف ). رجوع به ابوالمعالی الشریف ... شود.

معنی شریف

شریف . [ ش َ ] (اِخ ) ابن علی بن یوسف ... حسنی فاطمی علوی . جد پادشاهان سجلماسی ، که همگی به مولای ملقب بودند وی به سال 997 هَ . ق . در سجلماسه بدنیا آمد. و مردم سجلماسه به سال 1041 هَ . ق . با وی بیع

معنی شریعتمدار

شریعتمدار. [ ش َ ع َ م َ ] (اِخ ) استرآبادی تهرانی . محمد جعفربن ملاسیف الدین استرآبادی تهرانی . از فقها و مجتهدان قرن سیزدهم هجری قمری بود و از آثار اوست : 1- آب حیات (در اصول دین ). 2- اثبات الفرقة

معنی شریف

شریف . [ ش َ ] (اِخ ) قومی است که عمال سلاطین مصر را معزول العمل ساخته بطناً بعد بطن به طریق توارث متکفل امور ریاست کعبه اند و آن جماعت را شرفاء کعبه گویند و شریف مفرد آن است . (آنندراج ). لقب بزرگ و

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: