مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی شاه بیک زائی


معنی شاه بیک زائی

شاه بیک زائی . [ ب َ ] (اِخ ) دهی از دهستان باهوکلات بخش دشتیاری شهرستان چاه بهار. دارای 200 تن سکنه . آب آن از باران و چاه . محصول آن حبوبات ، ذرت و لبنیات است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8).

معنی شاه بیک زائی- ترجمه شاه بیک زائی برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد شاه بیک زائی اینجا را کلیک کنید

هم معنی شاه بیک زائی


ترجمه شاه بیک زائی


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه شاه بیک زائی



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی شاه بند

شاه بند. [ ب َ ] (نف مرکب ) که شاه بندد و مقید میسازد. آنکه شاه را اسیر کند. || بمجاز بر سلطان مقتدر و توانا که دیگر سلاطین را مقهور کند و ببند آرد اطلاق شود : امین دولت و دین یوسف بن ناصر دین برا

معنی شاه پرند

شاه پرند. [ پ َ رَ ] (اِخ ) نام بانوی ایرانی که نوه ٔ یزدگرد آخرین پادشاه ساسانی بوده است . شاه پرند به عقد ازدواج ولیدبن عبدالملک خلیفه ٔ اموی درآمد و یزید سوم و ابراهیم را آورد. (تاریخ ادبیات براون

معنی شاه پسند

شاه پسند. [ پ َ س َ ] (اِخ ) دهی از دهستان مرکزی بخش حومه ٔ شهرستان بجنورد. دارای 160 تن سکنه . آب آن از رودخانه . محصول آن غلات ، بنشن و میوه جات است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9).

معنی شاه بوی

شاه بوی . (اِ مرکب ) بمعنی عنبر است . بعضی گویند از گاو بهم میرسد چنانکه مشک از آهو. (برهان ). عنبر باشد. (لغت فرس اسدی ) (صحاح الفرس ). و آن گلی است زردرنگ که بتازیش منثور خوانند. (از اقرب الموارد).

معنی شاه پسند

شاه پسند. [ پ َ س َ ] (اِخ ) نام محلی در کنار راه کرمانشاه و قصرشیرین میان ماهی دشت و چارریز در 604 هزارگزی تهران . (یادداشت مؤلف ).

معنی شاه پرم

شاه پرم . [ پ َ رَ ] (اِ مرکب ) مخفف شاه اسپرم است و آن ریحانی باشد کوچک برگ و عربان ضیمران خوانند. (برهان قاطع). رجوع به شاه سپرم شود.

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: 
Hit Counter