مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی شاطریه


معنی شاطریه

شاطریه . [طِ ری ی َ ] (معرب ، اِ) گیاهی است از تیره ٔ نعناع ،بوته های آن چوبی و پست قد است و کاسه ٔ آن پنج دندانه است . رجوع به تیره شناسی احمد پارسا ج 3 ص 7 شود.

برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد شاطریه اینجا را کلیک کنید

هم معنی شاطریه


ترجمه شاطریه


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه شاطریه



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی شاطی ٔ عثمان

شاطی ٔ عثمان . [ ءُ ع ُ ] (اِخ ) یا شاطی ٔالوادی یا شاطی ءالنهر و مراد از آنها شاطی ٔ (ساحل ) دجله است و آن سرزمینی است در بصره که عثمان بن عفان به عوض خانه ای که در مدینه از عثمان بن ابی العاصی الثقف

معنی شاطف

شاطف . [ طِ ] (ع ص ) آن تیر که بر پوست بگذرد و بر گوشت نه . (مهذب الاسماء). لغزنده . (ناظم الاطباء). رجوع به شاطفة شود.

معنی شاع

شاع . (ع ص ) آشکارا و فاش . (آنندراج ). شائع. یقال «حدیث شائع و شاع » علی حذف العین ؛ ای ذائع فاش . (اقرب الموارد). || سهم شاع ؛ نصیب غیر مقسوم . (منتهی الارب ). «سهم شائع و شاع »؛ ای مشترک غیرمقسوم .

معنی شاطفة

شاطفة. [طِ ف َ ] (ع ص ) تأنیث شاطف و نعت فاعلی از شَطف : رمیة شاطفة؛ رمیه که از کشتنگاه لغزیده و جنبیده باشد.(منتهی الارب ). ای زلت عن المقتل . (اقرب الموارد).

معنی شاطن

شاطن . [ طِ ] (ع ص ) پلید و بدخوی . (منتهی الارب ). خبیث . (اقرب الموارد).

معنی شاطی

شاطی . (ع اِ) شاطی ٔ، کرانه ٔ رود. (مهذب الاسماء) (دهار). کناره ٔ دریا و رود. (آنندراج ). کنار. (نصاب ). کناره . ساحل . ریف . عِدوَه . جِلهَه : نبیذ پیش من آمد بشاطی برکه بخنده گفتم طوبی لمن یری عکه

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: 
<