مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی صوفیان


معنی صوفیان

صوفیان . (اِخ ) دهی است از دهستان حومه ٔبخش صومای شهرستان ارومیه ، واقع در 3500 گزی شمال هشتیان و 4 هزارگزی باختر راه ارابه رو هشتیان به منگول . هوای آن سردسیر و سالم . 253 تن سکنه دارد. آب آن از رودخانه ٔ هشتیان . محصول آنجا غلات ، توتون . شغل اهالی زراعت و گله داری و صنایع دستی آنان جاجیم بافی است . راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 4).

برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد صوفیان اینجا را کلیک کنید

هم معنی صوفیان

خانقاه : 1 خانقه، خانگاه، عبادتگاه صوفیان 2 رباط، تکیه، لنگر 3 عبادتگاه، بتخانه، دیر، صومعه، عبادتخانه، کلیسا، کنشت، کنیسه، معبد
درویش‌منشانه: 1 خاشعانه، متواضعانه 2 درویشانه، صوفیانه، عارفانه و توانگرانه
متصوفه : 1 صوفیان، درویشان، اهل تصوف 2 صوفیه 3 متصوف و متشرعه


ترجمه صوفیان

صوفیانه: mystical


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه صوفیان


ما هم از خلقیم و جان داریم ما *** دولت امشب میهمان داریم ما
تخم باطل را از آن مى‏کاشتند *** کان که آن جان نیست جان پنداشتند
و آن مسافر نیز از راه دراز *** خسته بود و دید آن اقبال و ناز
صوفیانش یک به یک بنواختند *** نرد خدمتهاى خوش مى‏باختند
گفت چون مى‏دید میلانشان به وى *** گر طرب امشب نخواهم کرد کى‏
لوت خوردند و سماع آغاز کرد *** خانقه تا سقف شد پر دود و گرد
دود مطبخ گرد آن پا کوفتن *** ز اشتیاق و وجد جان آشوفتن‏
گاه دست افشان قدم مى‏کوفتند *** گه به سجده صفه را مى‏روفتند
دیر یابد صوفى آز از روزگار *** ز آن سبب صوفى بود بسیار خوار
جز مگر آن صوفیى کز نور حق *** سیر خورد او فارغ است از ننگ دق‏


مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی صوفیه

صوفیه . [ فی ی َ / ی ِ] (اِخ ) پیروان طریقه ٔ تصوف . اهل طریقت . آنان که ازطریق ریاضت و تعبد، طالب راه یافتن به حق و حقیقت اند. گروهی که از اواخر قرن دوم هجری در اسلام پدید گشتند و بخاطر طرز تفکر، لبا

معنی صوفیان

صوفیان . (اِخ ) یکی از خانان خیوه است که از حدود 921 تا 1289 هَ . ق . حکومت داشتند. رجوع به ترجمه ٔ طبقات سلاطین اسلام ص 249 شود.

معنی صوفی مشرب

صوفی مشرب . [ م َ رَ ] (ص مرکب ) صوفی روش . صوفی مسلک . آنکه به طریق صوفیان رود. رجوع به صوفی و صوفیه شود.

معنی صوفیئی

صوفیئی . (حامص ) صوفیی . صوفیگری . تصوف : صوفیئی باشد بنزد این لئام الخیاطة و اللواطة والسلام . مولوی . رجوع به صوفی و صوفیه شود.

معنی صوفیان

صوفیان . (اِخ ) دهی است از دهستان کلاترزان بخش حومه ٔ شهرستان سنندج ، واقع در 10 هزارگزی شمال باختری سنندج و 4 هزارگزی شمال شوسه ٔ سنندج به مریوان . این ده کوهستانی و هوای آن سردسیر است . 75 تن سکنه د

معنی صوفیعلی

صوفیعلی . [ ع َ ](اِخ ) دهی از دهستان آواجیق بخش حومه ٔ شهرستان ماکو، واقع در 41 هزارگزی شمال باختری ماکو و 2 هزارگزی باختر شوسه ٔ پیراحمدکندی . این دهکده در جلگه واقع و هوای آن سردسیر و سالم است . 11

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: 
<