مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی صفرآباد قلعه


معنی صفرآباد قلعه

صفرآباد قلعه . [ ص َ ف َ ق َ ع َ ] (اِخ ) دهی از بخش سنجابی شهرستان کرمانشاهان . فعلاً مخروبه است . (فرهنگ جغرافیائی ایران ج 5).

معنی صفرآباد قلعه- ترجمه صفرآباد قلعه برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد صفرآباد قلعه اینجا را کلیک کنید

هم معنی صفرآباد قلعه


ترجمه صفرآباد قلعه


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه صفرآباد قلعه



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی صفر

صفر. [ص َ ف ِ ] (ع ص ) خالی . (منتهی الارب ) (مهذب الاسماء).

معنی صفرآباد

صفرآباد. [ ص َ ف َ ] (اِخ ) دهی است جزء دهستان فراهان بالا، بخش فرمهین شهرستان اراک . در 18هزارگزی جنوب خاوری فرمهین . کوهستانی . سردسیر. سکنه آن 412 تن . آب آن از قنات . محصول آنجا غلات ، بنشن ، پنبه

معنی صفراء

صفراء. [ ص َ ] (اِخ ) (وادی ...) از ناحیه ٔ مدینه و خرمابن و زراعت فراوان دارد و در طریق حاج است ، وبین آن و بدر یک مرحله است . رسول خدا (ص ) بارها آن را پیمود. عرّام بن اصبغ سلمی گوید: صفراء قریه ای

معنی صفر

صفر. [ ص ُف ْ ف َ ] (اِخ ) موضعی است بین دمشق و جولان و آن صحرائی است که بروزگار بنی مروان بدانجا وقعه ای مشهور بوده است و آن را در اخبار و اشعار خود آورده اند. (معجم البلدان ).

معنی صفر کردن

صفر کردن . [ ص ِ ک َ دَ ] (مص مرکب ) کنایت از خالی کردن است ، چه صفر بمعنی خالی و تهی باشد. (برهان قاطع) (آنندراج ) (انجمن آرا) : صفر کن این برج ز جرم هلال باز کن این پرده ز مشتی خیال . نظامی . رج

معنی صفر

صفر. [ ص ُف ْ ف َ ] (ع ص ، اِ) گویا ج ِ صافر است چون شاهد و شُهَّد و غایب و غُیَّب و صافر خالی بود و هو مرج الصفر. (معجم البلدان ).

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: