مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی صرو


معنی صرو

صرو. [ ص َرْوْ ] (اِ) به معنی شوکران است و آن بیخی باشد که از یزد وتفت آورند و بعضی گویند دورس است و آن گیاهی باشد که هر که بیخ آن را بخورد جنون بهم رساند. (برهان ).

معنی صرو- ترجمه صرو برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد صرو اینجا را کلیک کنید

هم معنی صرو

پری‌زده: جن‌زده، دیوانه، غشی، مجنون، مصروع
صرعی: حمله‌ای، غشی، مصروع
حمله‌ای : صفت صرعی، غشی، مصروع 2 مربوط به حمله
دیوانه: 1 مجنون 2 شیدا، شیفته، واله 3 خل، کم‌عقل، مخبط 4 مصروع، هار و عاقل
مصروع : اسم 1 پری‌زده، جن‌زده، حمله‌ای، دیوانه، دیودیده، دیوزده، صرعی، غشی، مبتلا به صرع 2 سایه‌زده، سایه‌دار


ترجمه صرو

مصروع: epileptic
مصروف داشتن: spend
مصروف: spent
مصروف داشتن: use
مصروف: used


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه صرو


و آن دگر نبضش که تا چون مى‏جهد *** و آن دگر بوى از دهانش مى‏ستد
تا که مى‏خورده‏ست، یا بنگ و حشیش *** خلق در ماندند اندر بى‏هشیش‏
پس خبر بردند خویشان را شتاب *** که فلان افتاده است آن جا خراب‏
کس نمى‏داند که چون مصروع گشت *** یا چه شد کاو را فتاد از بام طشت‏
یک برادر داشت آن دباغ زفت *** گربز و دانا بیامد زود تفت‏
اندکى سرگین سگ در آستین *** خلق را بشکافت و آمد با حنین‏
گفت من رنجش همى‏دانم ز چیست *** چون سبب دانى دوا کردن جلى است‏
چون سبب معلوم نبود مشکل است *** داروى رنج و در آن صد محمل است‏
چون بدانستى سبب را سهل شد *** دانش اسباب دفع جهل شد
گفت با خود هستش اندر مغز و رگ *** توى بر تو بوى آن سرگین سگ‏


مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی صروع

صروع . [ ص ُ ] (ع اِ) ج ِ صِرع . (منتهی الارب ). رجوع به صرع شود.

معنی صرود

صرود. [ ص َ ] (معرب ، اِ) سردسیر. (منتهی الارب ) (مهذب الاسماء) : صرمایش نه سرمای صرود که زمهریرآن تگرگ از دماغ ریزد. (ترجمه ٔ محاسن اصفهان ص 9).

معنی صروف دهر

صروف دهر. [ ص ُ ف ِ دَ ] (ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) حدثان دهر. نوائب دهر. رجوع به صروف و صروف الدهر شود.

معنی صروح

صروح . [ ص ُ ] (ع اِ) ج ِ صرح . رجوع به صرح شود.

معنی صرواح

صرواح . [ ص ِ ] (اِخ ) حصاری است در یمن در نزدیکی مأرب . گویند از بناهای سلیمان بن داود است . ابن درید در امالی خویش از شاعری آورده است : حل ّ صرواح فابتنی فی ذراه حیث اعلی شعافه محرابا... (معجم ا

معنی صروری

صروری . [ ص َ ری ی ] (ع ص )آنکه حج نکرده باشد. (منتهی الارب ) (مهذب الاسماء).

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: