مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی صح گذاشتن


معنی صح گذاشتن

صح گذاشتن . [ ص َ ح َ گ ُ ت َ ] (مص مرکب ) رجوع به «صَح » شود.

معنی صح گذاشتن- ترجمه صح گذاشتن برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد صح گذاشتن اینجا را کلیک کنید

هم معنی صح گذاشتن


ترجمه صح گذاشتن


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه صح گذاشتن



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی صتو

صتو. [ ص َت ْوْ ] (ع مص ) جَهان جَهان رفتن . (منتهی الارب ).

معنی صجج

صجج . [ ص ُ ج ُ ] (ع اِ) آواز کوفتگی آهن بر آهن . (منتهی الارب ).

معنی صج

صج . [ ص َج ج ] (ع مص ) آهن را بر آهن کوفتن بدان مرتبه که آواز برآید. (منتهی الارب ).

معنی صحاح

صحاح . [ ص ِ ] (ع ص ، اِ) ج ِ صحیح . (اقرب الموارد) : همه خواندند بر تو چیز نماند یاد ناکرده از صحاح و کسور. ناصرخسرو. || ج ِ صَحاح . (منتهی الارب ).

معنی صتیمة

صتیمة. [ ص َ م َ ] (ع ص ، اِ) سنگ سخت . (منتهی الارب ).

معنی صتیت

صتیت . [ ص َ ] (ع اِ) بانگ و فریاد و غوغا. (منتهی الارب ). || گروه مردم . (منتهی الارب ). گروه . (مهذب الاسماء).

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: 
Hit Counter