مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی صحبت پاشیده


معنی صحبت پاشیده

صحبت پاشیده . [ ص ُ ب َ ت ِ دَ / دِ ] (ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) صحبت تمام شده . محفل از هم گسیخته : گوشه گیری با حضور دل عجایب دولتی است دانه ٔ دام هما کن صحبت پاشیده را. محسن تأثیر.

برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد صحبت پاشیده اینجا را کلیک کنید

هم معنی صحبت پاشیده


ترجمه صحبت پاشیده


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه صحبت پاشیده



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی صحبت آموخته

صحبت آموخته . [ ص ُ ب َ ت َ / ت ِ ] (ن مف مرکب ) مؤدب . باتربیت .آنکه راه و رسم معاشرت و سخن گوئی داند : جهاندیده و دانش اندوخته سفرکرده و صحبت آموخته . سعدی .

معنی صحبت یساول

صحبت یساول . [ ص ُ ب َ ی َ وُ ] (اِ مرکب ) شخصی باشد که عصای نقره و طلا یا چماق و عصا بدست در محفل ایستاده میباشد و این نسبت سایر اهتمامیان معتبرتر و سردار آن را میرتوزک گویند : در مجلسی که یار تو صح

معنی صحة

صحة. [ ص ِح ْ ح َ ] (ع مص ) تندرست شدن پس از بیماری . (منتهی الارب ). تن درست شدن . (تاج المصادر بیهقی ) (مهذب الاسماء). و در کشاف اصطلاحات الفنون آرد: صحت و مرض از کیفیات نفسانیه است و ابن سینا گوید

معنی صحبة

صحبة. [ ص ُ ب َ ] (ع اِ) ج ِ صاحب . رجوع به صاحب شود.

معنی صحبت کردن

صحبت کردن . [ ص ُ ب َ ک َ دَ ] (مص مرکب ) همنشینی کردن .معاشرت کردن . رفاقت کردن . مجالست کردن : اگر با میر صحبت کرد میرانند میرش را وگر با خان برادر شد خیانت دید از خانش . ناصرخسرو. هیچ مکن صحبت ب

معنی صحبة

صحبة. [ ] (اِخ )شهری است از شام برکران دریای روم و اندر وی مسلمانان اند و شهرهائی اند با نعمت بسیار و کشت و برز بسیارو خواسته های بسیار. (حدود العالم ص 99 چ تهرانی ).

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: 
<