مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی صحابة


معنی صحابة

صحابة. [ ص َ / ص ِب َ ] (ع اِ) ج ِ صاحب . (منتهی الارب ) (قطر المحیط).

معنی صحابة- ترجمه صحابة برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد صحابة اینجا را کلیک کنید

هم معنی صحابة


ترجمه صحابة

صحابت: companionship


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه صحابة



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی صحاح

صحاح . [ ص َ ] (ع اِمص ) تندرستی . (غیاث اللغات ). || (ص ) تن درست و درست . (منتهی الارب ) (غیاث اللغات ) : نفرستد بمن سقیم و صحاح درد ندهد صحاح بفرستد. خاقانی . || درست . (مهذب الاسماء) (دهار).پا

معنی صح گذاشتن

صح گذاشتن . [ ص َ ح َ گ ُ ت َ ] (مص مرکب ) رجوع به «صَح » شود.

معنی صحار

صحار. [ ص ُ ] (ع اِ) اسمی است مشتق از صحر. یقال هؤلاء صحار؛ یعنی بنوالصحراء. و آنان از بنی قضاعةاند که در بیابان نجد جای گرفتند. زهیربن جناب گوید: ستمنعها فوارس ُ من بلی ّ و تمنعها الفوارس من صُحار.

معنی صحابة

صحابة. [ ص َ ب َ ] (اِخ ) یاران پیغمبر (ص ). کسانی که درک حضور پیغمبراسلام را کرده اند. و در نفایس الفنون آرد: صحابه به اعتبار سبقت اسلام و هجرت و وفور علم و فضیلت و کثرت ملازمت و روایت ، و حضور در مق

معنی صحار

صحار. [ ص ُ ] (اِخ ) دهی است به یمن که در