مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی صحابة


معنی صحابة

صحابة. [ ص َ / ص ِب َ ] (ع اِ) ج ِ صاحب . (منتهی الارب ) (قطر المحیط).

برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد صحابة اینجا را کلیک کنید

هم معنی صحابة


ترجمه صحابة

صحابت: companionship


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه صحابة



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی صح ذلک

صح ذلک . [ ص َح ْ ح َ ذا ل ِ ] (ع جمله ٔ فعلیه ) درست است این . این صحیح است : مولا شده جمله ٔ ممالک توقیع تو را به صح ذلک . نظامی .

معنی صحائح

صحائح . [ ص َ ءِ ] (ع ص ، اِ) ج ِ صحیح . (منتهی الارب ).

معنی صحار

صحار. [ ص ُ ] (اِخ ) نام فرزند ارم بن سام بن نوح است . (مجمل التواریخ و القصص ).

معنی صح

صح . [ ص ُح ح ] (ع اِمص ) تندرستی از بیماری ، خلاف سقم . || بهی و برائت از هر عیب . (منتهی الارب ). || (ص ) درست و تندرست . (غیاث اللغات از لطایف ).

معنی صحار

صحار. [ ص ُ ] (ع اِ) اسمی است مشتق از صحر. یقال هؤلاء صحار؛ یعنی بنوالصحراء. و آنان از بنی قضاعةاند که در بیابان نجد جای گرفتند. زهیربن جناب گوید: ستمنعها فوارس ُ من بلی ّ و تمنعها الفوارس من صُحار.

معنی صحاح ستة

صحاح ستة. [ ص ِ ح ِ س ِت ْ ت َ ] (اِخ ) رجوع به صحاح شود.

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: